ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - چه بايد كرد؟
تاريخ، ارزش دارايىهاى مالى در جهان در طول بحران جارى به ميزان پنجاه هزار ميليارد دلار كاهش يافته است كه معادل با كلّ ارزش توليد جهانى در سال ٢٠٠٧ م. است.
با نابرابرى چه بايد كرد؟
حتّى كسانى كه مىپذيرند نابرابرى يك واقعيّت و در حال افزايش است، ممكن است اين پرسش را مطرح كنند كه: «خُب چرا اين امر مهم است؟ به اين دليل مهم است كه نابرابرى به معناى زير پا گذاشتن حقوق بشر است. احتمالًا تعداد اندكى هستند كه بگويند، جامعهاى كه ساكنان آن جزو محرومترين محلّات هستند و ميانگين اميد به زندگى آنهابيست و هشت سال كمتر از كسانى است كه در محلّات مرفّهتر زندگى مىكنند، جامعهاى آراسته است. آيا اين اثبات حقّانيت سرمايهدارى است كه اميد به زندگى افراد ياد شده در روسيه سرمايهدارى هم اكنون هفده سال كمتر از «كوبا» شده است؟
سلسله مراتب منزلت اجتماعى، به معناى واقعى كلمه مرگبار هستند. ايالات متّحده- ثروتمندترين كشور روى زمين و نابرابرترين كشور در ميان كشورهاى ثروتمند جهان- داراى سومين نرخ فقر نسبى در ميان سىكشور عضو سازمان توسعه و همكارىهاى اقتصادى است. تنها «مكزيك» و «تركيه» جلوتر از اين كشور قرار دارند. جمعيت ده درصدى فقيرترينها، داراى درآمدى به مراتب پايينتر از ميانگين كشورهاى عضو اين سازمان هستند؛ يعنى مثلًا از ده درصد فقيرترين بخش جمعيت يونان كمتر است.
تبديل فاينانس[١] سرمايهدارى به يك كازينوى جهانى غولآسا بوده كه بحران اقتصادى جارى را به وجود آورده است و صدهاهزار نفر را بىكار كرده و هم اكنون خواستار ميلياردهاپوند از پول مالياتدهندگان شده است. در جهان جنوب، بحران جهانى، فقر، گرسنگى و مرگ و مير بيشترى را به همراه داشته است.
فاصله اجتماعى فزاينده، انسجام اجتماعى را كاهش مىدهد. اين امر نيز به نوبه خود به معناى بروز مشكلات جمعى بيشترى همچون جرم، خشونت و منابع كمتر براى حلّ مشكلاتى همچون گرم شدن كره زمين است. از اين لحاظ، يك تجربه قدرت كامل نابرابرىهارا مىتوان در خشونت و هراس موجود در بيشتر شهرهاى جنوب آفريقا و آمريكاى لاتين يافت. برعكس در اروپاى غربى- آن بخش از قارّه اروپا كه شامل شرق بريتانيا، غرب لهستان و شمال آلپ است- كماكان كمترين ميزان برابرى وجود دارد.
چه بايد كرد؟
در نگاهى كلّى، هنوز اين تقسيمبندىهابين كشور- ملّتهاست كه نابرابرى درآمدهارا موجب مىشود؛ برخى كشورهاثروتمند هستند و برخى فقير، امّا نابرابرى جهانى كه در حال رشد است، تا ميزان زيادى در حال تبديل شدن به نابرابرى بر اساس مرزبندىهاى طبقاتى و نژادى درون كشورى است كه مرزبندىهاى بين كشورى را پشت سر مىگذارد.
با اين حال جهانىسازى بهانه متقاعد كنندهاى براى پذيرش نابرابرى محسوب نمىشود. حركت به سوى برابرى جهانى، مستلزم اين است كه نيروهاى محروم در درون كشورهايى كه در آن برابرى وجود دارد، تقويت شوند. اين كار شامل دو مجموعه از روندهاست:
اوّل، ايجاد انسجام اجتماعى؛ مثلًا با كشاندن گروههاى به حاشيه رانده شده به درون عرصه عمومى و بازارهاى كار در بسيارى از بخشهاى جهان. اين امر قبلًا در تغيير وضعيت استعمارى برخى از جمهورىهاى آمريكايى، آمريكاى لاتين به ويژه «بوليوى» و «اكوآدور» مؤثّر بوده است؛ اگرچه به طور كلّى مسئله چگونگى كشاندن كشورهاى جهان اوّل به پذيرش حكومت واحد سياسى قرن بيست و يكم، در دستور جلسه سراسر كشورهاى آمريكا از «شيلى» گرفته تا «كانادا» باقى مىماند. اتّحاديه اروپا نيز با تبديل كردن يك اروپاى شرقى محروم به يك منطقه مرفّه، در اين امر مشاركتهايى داشته است.
دومين ابزار قدرتمند براى مقابله با نابرابرى، بازتوزيع[٢] و لحاظ كردن كمكهاى جبرانى اجتماعى است. «دانمارك» و «سوئد» از كمترين ميزان نابرابرى در درآمدهادر سطح جهان برخوردارند. سيستم دولت رفاه دانمارك، بيست و هشت درصد از توليد ناخالص ملّى خود را صرف هزينههاى اجتماعى مىكند. اين رقم در انگليس بيست درصد است. هر دوى اين كشورهاى اسكانديناوى به شدّت به بازار جهانى وابستهاند: صادرات كالاها، سى و پنج درصد درآمد خالص ملّى دانمارك و چهل درصد سوئد را تشكيل مىدهد، در مقايسه با بريتانيا اين رقم هفده درصد است.
پىنوشتها:
سياحت غرب، ش ٧٨.
[١]. نويسنده و پژوهشگر مسائل اقتصادى و اجتماعى.
[٢]. فاينانس: تأمين منابع مالى.
[٣]. بازتوزيع: به معناى توزيع مجدّد است به عنوان مثال دولت يك بار ماليات را از مردم اخذ مىكند و از طريق ديگر مانند يارانه در جامعه توزيع مىكند.