ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٨ - موعود در قرآن برنامه دولت كريمه
حضرت مهدى، عليه السلام، فقرزدايى كامل از جامعه به وسيله اجراى عدالت، و زدودن حرص و طمع از دلهاى مردم است. در روايتى از اهل سنت اين برنامه اينگونه تشريح شده است:
«بشارت باد بر شما، مهدى! مردى از قريش كه از خاندان من است، در اختلاف و سستى مردم خروج مىكند، پس از آن زمين را پر از قسط و عدل مىكند همانطور كه از ظلم و جور پر شده است. ساكنان زمين و آسمان از او راضى هستند، و ثروتها به صورت صحيح و مساوى تقسيم مىشود. دلهاى امت محمد از بىنيازى پر مىشود، و عدالتش چنان گسترده مىشود كه آن حضرت منادى را مامور مىكند كه ندا دهد: چه كسى به من نياز دارد؟ اما غير از يك نفر كه درخواست مال مىكند هيچ كس به سراغ او نمىآيد. منادى به او مىگويد: پرده خانه كعبه را بياور تا از اموال به تو بدهم. آن شخص پرده خانه كعبه را مىآورد، منادى مىگويد: من فرستاده مهدى هستم تا مالى را به تو بدهم و سريع مال را به او مىدهد اما قدرت حمل آن را ندارد، بنابراين مقدارى از آن را كم مىكند تا بتواند آن را حمل كند. پس از آن كه بيرون مىآيد از كار خود پشيمان مىشود و مىگويد: من حريص ترين امت محمد هستم. همه مردم براى گرفتن اين مال دعوت شدند، اما غير از من همگى آن را رها كردند، بنابراين، اموال را به منادى بر مىگرداند، ولى منادى مىگويد: ما چيزى را كه عطا كنيم پس نمىگيريم ...»[١]
آرى، در چنين دولت كريمه اى، اسلام و مسلمين عزيز هستند، نفاق و اهل آن خوار و ذليل اند، مردم به اطاعت خداى متعال دعوت مىشوند، و كرامت و بزرگوارى در دنيا و آخرت نصيبشان مىشود.
اين حكومت، حكومتى است قرآنى و خداپسند كه ارزشهاى دينى بارور مىشود، مشكلات زندگى فردى و اجتماعى از بين مىرود، انسان از پوچى نجات مىيابد و در يك كلمه انسان به هدف آفرينش رهبرى مىشود.
«اللهم انا نرغب اليك فى دولة كريمة، تعزبها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فيها من الدعاة الى طاعتك، والقادة الى سبيلك و ترزقنا بها كرامة الدنيا و الآخرة».[٢]
پى نوشتها:
[١]. سوره حج (٢٢)، آيه ٤١.
[٢]. سوره نور (٢٤)، آيه ٥٢.
[٣]. سوره حشر (٥٩)، آيه ٩؛ سوره تغابن (٦٤)، آيه ١٦.
[٤]. الحرالعاملى، محمد بن الحسن، وسائل الشيعة، ج ٥، باب ١، از ابواب ما تجب فيه الزكاة، حديث ٦، ص ٤.
[٥]. العروسى، عبد على بن جمعه، نورالثقلين، ج ٣، ص ٥٠٦.
[٦]. همان.
[٧]. المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥١، ص ٧٥.
[٨]. المتقى الهندى، علاء الدين، كنز العمال، ج ١٤، صص ٢٦٢- ٢٦١، حديث ٣٨٦٥٣.
[٩]. بخشى از دعاى افتتاح.