ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - اهل بيت، علماى ابرار، وسائط فيض
با كارهاى فكرى و استدلالى سرو كار داشته باشد، اين برايش روشن است كه استدلال تنها آرامش درون نمىآورد. خدا رحمت كند مرحوم امام را، من اين را از كلام ايشان شنيدم، البته دقيقا زمان و مكان آن را نمىدانم، ايشان فرمودند كه شما صد تا استدلال هم كه در وجود خدا بكنيد، آن آرامش نهايى كه بايد با اين استدلالها نصيب انسان بشود به دست نمىآيد. اين حرفى است كه عرفا و اهل معنا زده اند و سخن حقى است. حالا مساله اصلى اين است كه آيا در جامعه اى كه، مرتبا از غرب، محصولات و كالاهاى فكرى جديدى بدان وارد مىشود صحيح است كه فقط به بحثهاى نظرى و بحثهاى استدلالى اكتفا كنيم؟ حالا نه تنها جامعه ما، جوامع غربى هم هميشه اين مساله برايشان مطرح بوده كه آيا در معارف دينى فقط به بحث و استدلال مىشود اكتفا كرد يا اينكه نه، انسانها بايد به وجه ديگرى از وجوه خودشان هم بپردازند؟ و اين نكته اى است كه عرفا و اهل معنا به آن اشاره داشته اند و در قرآن كريم و در روايات نيز در موارد متعددى به اين موضوع پرداخته شده است و آن تقويت جنبههاى ديگر انسان است. پرداختن به يك نياز معنوى انسان كه صرفا با استدلال به دست نمىآيد، ما نمىخواهيم بگوييم اين دو وجه انسان بكلى با هم بىربط است؛ ما نمىخواهيم بگوييم كه استدلالهايى كه در وجود خدا مىشود، در معتقدات دينى مىشود، اينها با معنويت كارى ندارند؛ ولى بحث اين است كه استدلالهاى فلسفى و كلامى نمىتوانند همه نيازهايى را كه انسان دارد برآورده سازند. بنابراين روشنتر مىخواهيم بگوييم: اين مساله اى كه از قرنها پيش مطرح بوده است، و آن سخن دل است و سخن عقل و نداى عقل، اين را ما امروز هم داريم و شايد شديدتر از زمانهاى ديگر. ما نمىتوانيم به همه مردم توصيه كنيم كه بياييد بحثهاى فلسفى را فرابگيريد. ولى مىشود به آنها توصيه كرد كه به نداى دل تا حدى پاسخ بگويند و در حدى كه مقدور است به معنويت بپردازند. انصافا تزكيه نفس، قلب را هم براى قبول معارف آزادتر مىكند، قلب را مستعدتر مىكند. من يادم مىآيد عبارتى از مرحوم ملاصدرا در يكى از كتابهاى خيلى مختصرشان ديدم، ظاهرا مثل اينكه «عرشيه» باشد، ايشان در آنجا مىفرمايد كه من مختصرترين بيان را از معارف در اين كتاب آوردم، همه اش اشارات است، هر كس كه قلب سليم داشته باشد اينها را مىفهمد، بحث اين است كه انسانها با پرداختن به معنويت، معارف را هم حتى بهتر در مىيابند و كسى كه به مسائل معنوى پرداخته باشد معارف را سريعتر قبول مىكند، تا كسى كه ذهنى فرسوده از اصطلاحات فلسفى و كلامى دارد. در جامعه ما، شايد بهترين راه جذب نسل جوان به معارف دينى همين مساله معنويت باشد. به نظرم بهترين راه تبليغ دين براى كسانى كه اصل دين برايشان مساله است، يعنى نسبت به اصل دين دغدغههايى دارند، آشنا كردن آنها با عالم معنويت دين است، تا با استدلالهاى عقلى و فلسفى صرف و لذا به گمان من همان طور كه اگر يك فرد مثلا مسيحى بخواهد