ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - محبت امام زمان طريقيت دارد
اوست، طبيعى است كه در صدق ادعاى وى دچار ترديد شويم و احيانا تكذيبش مىكنيم.
چنانكه در روايتى كه شيخ كلينى، رحمة الله عليه، به اسناد خود از امام صادق، عليه السلام، نقل مىكند، آمده است:
«ما اساس هر خوبى و خيرى هستيم و هر چه نيكى است از فروع ماست [يعنى ما درخت مبارك و شجره طيبهاى هستيم كه شاخههاى آن جز فضيلت و تقوى و خوبى ميوهاى ندارد].
ودر شمار نيكيهاست، توحيد و نماز و روزه، و خشم فرو خوردن و خطا كار را بخشيدن، دلجويى از فقيران، و رعايت حال همسايگان، و اعتراف به فضل صاحبان فضل.
ودشمنان ما، ريشه و اصل هر شر و بدى هستند. و هرچه پليدى و زشتى است از شاخههاى [شجره خبيثه] آنهاست. و دروغ، بخل، سخن چينى، قطع رحم، ربا خوارى، تعدى به مال يتيمان، زنا و سرقت و ارتكاب هرگونه خطا و تبهكارى از آنها ناشى مىگردد.
بنابراين دروغ گفته است كسى كه پنداشته است كه با ماست، در حالى كه او [به گواهى اعمال زشتش] وابسته به فروع غير ماست [از پيوند خوردگان به درخت ناپاك دشمنان ماست].»[١]
اين حديث شريف هشدارى به دوستان و منتظران حضرت ولى عصر، عليه السلام، مىدهد كه به خود بيايند و در اعمال خود بيانديشند و بنگرند كه راستى خلق و خو و رفتار و گفتارشان در عداد چه سنخى از اخلاق و اعمال است و مشابهت با محصول كداميك از آن دو درخت «خبيث» و «طيب» دارد.
اگر ديدند آنچه از دل و مغز و اعضايشان تراوش مىكند توحيد و تقوى و طهارت است دل خوش دارند و خدا را سپاس گويند كه شاخه وجودشان با شجره طيبه اهل بيت- كه امروز باقيمانده اش حضرت بقية الله است- پيوند پيدا كرده و ميوه اى هم سنخ با ميوه آن درخت پاك از خود تحويل مىدهند كه از لوازم قهرى و طبيعى هر پيوند پاك و صحيح همين است.
و اگر ديدند- خداى نا كرده- آنچه از درون و برونشان نشات گرفته و ظاهر مىگردد، درست نقطه مقابل اعمال آن حضرت است؛ نه كسب و تجارتى منزه دارند، و نه خانواده اى مزكى، نه فضايل اخلاقى دارند و نه از قبايح عملى دورند، چشمهايشان ناپاك و زبانهايشان نامهذب است، نگران باشند كه مبادا شاخه وجودشان با شجره خبيثه دشمنان امام زمان، عليه السلام، پيوند خورده باشد و آنگاه عمرى با همين خيال غرور آميز در معاصى سر كنند و در قيامت ناگهان خود را در صف دشمنان اهل بيت، عليهم السلام، بيابند.
پيام امام زمان، عليه السلام، همان پيام اجداد طاهرينشان مىباشد كه در زيارت جامعه فرمودهاند:
«و وصيتكم التقوى».
سخن خود را با شما شيفتگان و منتظران حضرت دوست با كلام نورانى حضرتش به پايان مىبريم:
«ولو ان اشياعنا- وفقهم الله لطاعته- على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم لما تاخر عنهم اليمن بلقائنا».[٢]
اگر شيعيان ما- كه خداوند آنها را موفق به اطاعتش بدارد- دلهايشان در وفا به عهد و پيمانى كه با ما دارند گرد هم مىآمد از فيض ديدار ما محروم نمىشدند.
پى نوشتها:
[١]. قسمتى از زيارت جامعه كبيره.
[٢]. سوره شورى (٤٢)، آيه ٢٣.
[٣]. الزمخشرى، جار الله محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج ٣، ص ٤٦٧؛ همچنين ر. ك: الرازى، فخرالدين محمد، التفسير الكبير، ج ٢٧، ص ١٦٦؛ المجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج ٢٧، ص ١١١، ح ٨٤:
«قال رسول الله: من مات على حب ال محمد مات شهيدا. ا لا و من مات على حب ال محمد مات مغفورا له. الا و من مات على حب ال محمد مات تائبا. الا و من مات على حب ال محمد مات مؤمنا مستكمل الايمان. الا و من مات على حب ال محمد بشره ملك الموت بالجنة ثم منكر و نكير. الا و من مات على حب ال محمد يزف الى الجنة كما تزف العروس الى بيت زوجها. الا و من مات على حب ال محمد فتح له فى قبره بابان الى الجنة. الا و من مات على حب ال محمد جعل الله قبره مزار ملائكة الرحمة. الا و من مات على حب ال محمد مات على السنة و الجماعة. الا و من مات على بغض ال محمد جاء يوم القيامة مكتوب بين عينيه ايس من رحمة الله. الا و من مات على بغض ال محمد مات كافرا. الا و من مات على بغض ال محمد لم يشم رائحة الجنة».
[٤]. المجلسى، محمد باقر، همان، ص ٩١، ح ٤٨.
[٥]. الكلينى، محمد بن يعقوب، الكافى، ج ٨، ص ٢٤٣:
«نحن اصل كل خير، و من فروعنا كل بر، فمن البر: التوحيد، والصلوة، و الصيام، و كظم الغيظ، و العفو عن المسيىء، و رحمة الفقير، و تعهد الجار، و الاقرار بالفضل لاهله.
وعدونا اصل كل شر، و من فروعهم كل فاحشة. فمنهم: الكذب، و البخل، و النميمة، و القطيعة، و اكل الربا، و اكل مال اليتيم بغير حقه، و تعدى الحدود التى امر الله، و ركوب الفواحش، ما ظهر منها و ما بطن، و الزنا، و السرقة، و كل ما وافق من ذلك من القبيح.
فكذب من زعم انه معنا و هو متعلق بفروع غيرنا».
[٦]. المجلسى، محمدباقر، همان، ج ٥٣، ص ١٧٧.