نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٨٩ - مسافرتهاى زعيم عاليقدر حوزه
معظم له در اين سفر زيارتى با علم و كياست خويش موجب ترويج آئين مقدس جعفرى شد و توانست اتهامات زيادى را كه به شيعه جعفرى نسبت مىدادند برطرف سازد. و حقيقت را يك بار ديگر به گوش جهانيان برساند. و موجبات تقريب بين مسلمين را فراهم سازد. در اين سفر با مذاكراتى كه ايشان با امير مدينه داشت توانست برخى از آن نسبتهاى ناروائى كه برخى قلمبدستان مزدور بر شيعه روا داشته بودند از دامن پاك شيعه بزدايد و اثبات كند كه شيعيان در تمام اصول و فروع تابع پيامبر عظيم الشأن اسلام مىباشند. و روى همين مذاكرات عمال سعودى در اين سفر و سفرهاى بعدى با ملايمت با شيعيان برخورد مىكردند و همچون سابق نبود كه شيعيان را به جرم بوسيدن ضريح مطهر پيامبر زير شتم و شلاق گيرند. و شيعهاى را كه در توحيد خطبههاى توحيدى نهج البلاغه و تعاليم امام صادق و باقر عليهما السّلام را دارند تكفير كند.
يكى از نويسندگان معاصر كه يك سال بعد از تشرف آيت اللّه العظمى گلپايگانى به حج مشرف شده بود در سفرنامه خود راجع به اين موضوع مىنويسد:
بطورىكه به تواتر شنيده شده تا سال گذشته كسى قدرت نزديك شدن به شبكههاى ضريح را نداشت و اگر كسى نزديك مىشد شرطهها او را با شلاق و چوب مىزدند. در اين سال كه حضرت آية اللّه گلپايگانى به حج مشرف شدند با مذاكراتى كه با امير مدينه كه از برادران ملك است كردند رفع سوء تفاهم در مورد بوسيدن شبكهها از ايشان نمودند. و با احترامى كه امير براى معظم له قائل بود دستور داد از سختگيريهاى سابق خوددارى شود.[١]
در جاى ديگر مىخوانيم
معظم له در سال ١٣٨٥ قمرى مطابق ١٣٤٤ شمسى به مكه مشرف شدند و بحمد اللّه در اين مسافرت با جديت و طرز رفتار و مذاكرات ايشان مقدار زيادى در زمينه
[١]- حج آنطور كه من رفتم، ص ٤٤.