نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٢٨٠ - «انتقامجوئى رژيم ستمشاهى از معظم له»
اشرار بعد از حركات وحشيانه، حمله به سوى ايشان مىبرند. كه عدهاى از روحانيون و فضلاء فداكار و با شهامت و بازاريان و اهالى غيور قم كه در انجا بودند آقا را به داخل اتاق مىبرند و همچنين مرحوم حاج انصارى را نيز در كنار ايشان جاى مىدهند. و خود در جلوه حجره و ايوان و قسمتى در جلو ايوان به دفاع از ايشان مىپردازند.
البته قابل ذكر است كه معظم له بر اين مسائل آمادگى كامل داشتند. و هرگونه خطرى را هنگام آمدن به مدرسه فيضيه براى خود پيشبينى كرده بودند، زيرا يكى از آقايان منبريها (مرحوم حاج سعيد اشراقى) كه صحنه شلوغكارى آن اشرار را در سخنرانى جناب آقاى ال طه ديده بود از مدرسه بيرون رفته و نزديك گذرخان به آقا برخورد نموده و عرض كرده بود، آقا صلاح نيست شما به مدرسه برويد ايشان فرموده بودند: ما از مردم دعوت كردهايم نمىشود كه نرويم بايد خودمان هم برويم.[١] باز چند نفر از افراد شخصى خدمت آقا رسيد و فرمودند كه در مراسم شركت نكنيد عين فرمايش معظم له اين بود كه «ما مردم را به چماق دعوت كنيم و خودمان فرار كنيم.»
معظم له خود اين جريان را بدين نحو فرمودهاند: وقتى از بازارچه گذرخان وارد ميدان آستانه شدم ديدم از آنجا تا مدرسه فيضيه وسائل نقليه مأمورين در دو قسمت صف كشيده است. و ميدان پر از مأمورين بود. ميدان آستانه وضع غير عادى داشت به من سفارش كردند به فيضيه نروم ولى گفتم مىروم هر طور شد بشود.[٢]
قابل ذكر است كه اين مطلب روح بزرگ و ايثارگر و فداكار معظم له را نشان مىدهد.
كه چگونه خود با بقيه مردم يكى مىداند و راضى نمىشود مردم در معرض حملات واقع شوند و خودشان در منزل باشند و از بلا مصون باشند معنى يك انسان صادق و با حقيقت و مردمى است.
راجع به بازگشت آن مرجع بزرگوار به منزل، كمتر چيزى نوشته شده، آيت اللّه
[١]- نهضت روحانيون ايران، ج ٣، ص ٢٦٢.
[٢]- به نقل از حضرت آيت اللّه كريمى جهرمى.