نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٤٤٢ - «وظايف روحانيون در قبال تهاجم فرهنگى»
معنوى كم مىشود، بايد كه استعداد و مقاومت بيشترى در مقابل اين مزاحمات و تهاجمات ضد دينى داشته و اميدوار و محكم و مصمم باشيد. كثرت مادّيون و قلت روحانيون، شما را از آن هدف و وظيفهاى كه داريد باز ندارد، به شرط آنكه وقتى ملبّس به لباس روحانيّت شديد معنيش را با توجه به جمعيت كم، منظور نظر داشته باشيد. يعنى:
عمل كردن به احكام الهى و وادار كردن مردم، به اين اعمال و مانع شدن از ترك اعمال معنوى، و از توجه به هوى و هوس در مردم، و ارتكاب محرّمات از سوى آنان.
نه تنها علما مرتكب محرمات نمىشود، بلكه در مباحات هم اينگونه هستند. شما بايد با تمسّك به حسنات- مثل علماى گذشته- مردم را هدايت كنيد تا حرف شما- كه از جان و قلب شما، الهام مىگيرد- در مردم مؤثر باشد، كلامى كه از قلب و ضمير خارج شود، در قلب و ضمير اثر مىكند.
همانگونه كه در نماز، حضور قلب از شروع نماز و اداى تكبيرة الاحرام آغاز مىشود و شخص حاضر است در مقام اطاعت امر الهى با گفتن «اللّه اكبر» و در ركوع عملا و لفظا به تعظيم خدا مىپردازد و مىگويد «سبحان ربى العظيم و بحمده» در سجده هم همينطور وقتى ابراز مىدارد «سبحان ربى الاعلى و بحمده» آن مقدار كه در طاقت و توان اوست متوجه به علوّ مقام حضرت ربوبيّت است. و تا پايان نماز ين نزديكى و حضور را متذكّر مىشود در همه كارها، بايد حضور قلب باشد.
شما وقتى منبر تشريف مىبريد و احكام خدا را براى مردم مىگوييد در موعظه مردم را به اخلاق نيكو- كه خدا مىپسندد- متذكّر مىشويد و از خدا و پيغمبر و امام و دين و معاد بحث مىكنيد، بايد قلب شما حاضر به اين معنا بوده و حضور قلب داشته باشيد.
الان تدريس مىكنيد و جمعى از شاگردان از شما استفاده مىكنند، كلمات خدا و احكام الهى را متذكّر مىشويد تا آنها هم براى مردم بگويند، وقتى حضور قلب در اين موارد حاكم باشد. به آنچه فرموده خداست عمل مىكنيد آنگاه در منبر- خداى نخواسته- حديث دروغ از شما ابراز نمىشود، چيزى تازه اختراع نمىكنيد، و آنچه را علماى گذشته، درستى آن را ثابت كردهاند مىگوييد و ندانسته حرف نمىزنيد و فهميده سخن مىگوييد.