نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٤٨ - «اهتمام معظم له به تحصيل»
مىآمد. و مىديدم كه مشغول مباحثه مىباشم و گاهى مطالبى كه در عالم رؤيا رد و بدل مىشد يادم مىماند. و مورد استفادهام قرار مىگرفت و خلاصه از مباحثات حالت خوابم نيز استفاده مىكردم و كمكم بقدرى اين حالت شدت يافت كه حتى روز هم اگر مىخوابيدم اين حالت پيش مىآمد لذا تصميم گرفتم كه ديگر، روزها نخوابم شايد شب درست خواب بروم. مدتى بر اين منوال گذشت روزى در اثناء مباحثه، ناگهان دردى را در ناحيه سرم احساس كردم گويا ميلهاى در مغزم فرو كرده باشند. لذا زود برخاستم به طرف صحن مطهر حضرت معصومه (س) رفتم اتفاقا به دكترى كه در آن ايام براى توليت آورده بودند برخورد كردم. و حال خود را به او گفتم او گفت: حالا فعّاليت علمى و درس خود را كم كن و انصرافى پيدا كن. خدا مىخواست ايام تعطيلى كه در پيش است من آن ايام را كه به استراحت بپردازم».
اهتمام ايشان به تحصيل به حدى بود كه مشكلات هم سد راه ايشان نمىشد. و فقر و تنگدستى و كسالت و بيمارى هيچكدام نتوانستند بر اراده بلندش فائق آيند، و او را از تحصيل منصرف نمايند دوران تحصيلش در گلپايگان مصادف با ايام قحطى و فقر در ايران بوده، بهطورىكه ايشان مجبور مىشوند بسيارى از اثاث البيت را براى تهيه نان بفروشند. و يا مىفرمودند: «مواردى پيش مىآمد كه روزها را تنها با يك عدد بادام سپرى مىكردم.» ولى با اين حال هيچگاه از فعاليت علمى و معنوى خويش دست نكشيدند. و تلخيهاى گوناگون زندگى، علاوه بر اينكه فتور و سستى در عزم و اراده آهنين معظم له در امر تحصيل به وجود نياورده بودند. بلكه طعم تحصيل علم و فراگيرى دانش را در كامشان شيرين ساخته بود. شدت اهتمامش به درس بقدرى بود كه حتى در مواقع بيمارى نيز كوشش مىكردند و از درك مجلس درس استاد محروم نمىشدند.
به عنوان نمونه به اين قضيه شگفتآور و عبرتانگيز توجه فرمائيد؛ آيت اللّه كريمى جهرمى نقل مىكنند:
در روز شانزدهم ذى القعده سال ١٤٠٢ در مجلس درس كه به مناسبت بيمارى و