نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٨٣ - «ازدواج مرجع بزرگ شيعه»
تحليلها نگذشته بود كه براى اولين بار فريادهاى مرگ بر شاه در ايران اسلامى طنينانداز شد و مردم اردكان هم پس از هفده شهريور چند روزى خاموش مانده بودند. در جريان تشييع جنازه فرزند گرانقدر حضرت آية اللّه العظمى گلپايگانى كه در يك حادثه رانندگى در جريان كمكرسانى به زلزلهزدگان طبس كشته شده بود فرصت مناسب را به دست آورده و اولين تظاهرات عظيم خود را عليه رژيم منفور پهلوى برگزار نمودند.[١]
انتقال جنازه به قم
بنا به فرمايش مرحوم شهيد صدوقى عوامل رژيم در آن نواحى اصرار داشتند كه جنازه را بگيرند و بازيگرى كنند و با اينكار موج احساسات مردم مبارزه را خاموش كنند و با اين وسيله كسب جاه و آبرويى بنمايند. چندين با از يزد به قم تلفن شد و اين مطلب را گزارش كردند. ولى اين بار هم با فراست و هوشيارى مرجع بيدار و روشنفكر نقشه آنها بر آب شد و نتوانستند به اميال شيطانى خود دست يابند. ايشان فرمودنده بودند: اصلا آنها دخالتى نداشته باشند. و حتى براى قطع كردن دست آنها آمبولانس را هم از بيمارستان معظم له به يزد فرستادند تا جنازه را به قم حمل كند.
جنازه وارد قم شد و روز بعد از حادثه در قم تشييع شد. راجع به نماز بر جنازه او صحبت بود كه چه كسى نماز بخواند. گاهى اسم بعضى از مراجع برده مىشد، و زمانى مرحوم آيت اللّه حائرى پيشنهاد مىشد. زيرا صلاح ديده نمىشد كه پير كهنسال و داغديده بر جنازه فرزند خود آنهم فرزند پيشانى شكسته و مصدوم خويش نماز بخوانند. لكن هنگامى كه به مرجع بزرگوار عرضه شدكه چه كسى بر جنازه نماز بخواند.
فلانى يا فلانى؟ فرمودند: من خودم بر پسرم نماز مىخوانم چون كه دعاى پدر در حق فرزند مستجاب است.
و خود مرجع بزرگوار با قامتى استوار در صحن حضرت معصومه (س) بر جنازه
[١]- خورشيد آسمان فقاهت، به نقل از تاريخ اردكان، ج ١/ ٤٨٤.