نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٢٥٢ - «مبارزات سياسى»
تبديل نمود، تنها اعتراضى كه در ايران از روحانيت به صورت آشكار به اين كار انجام گرفت، اعلاميه ايشان بود.
٨: در جريان جشن تاجگذارى، فرستاده رژيم آمده و با كمال وقاحت خواهش كرده بود كه ايشان تبريك بگويند مرجع بزرگ در پاسخ فرموده بودند: خواسته شما درست بدان مىماند كه يزيد به امام زين العابدين بگويد: اكنون كه پدرت را كشتم بيا و براى اين جريان تبريك بگو. اين جواب كوبنده چنان آن شخص را ناراحت كرده بود كه گفته بود: همينطور به ايشان- شاه- بگويم؟ فرموده بودند: بگو.
٩: در جريان امتحان طلاب توسط دولت ايشان آشكارا مخالفت كردند و فرموده بودند: آنان صلاحيت امتحان كردن طلاب و محصلين را ندارند. و به طلاب فرموده بود:
امتحان آنان را نپذيريد و حتى اگر شما را هم به سربازى بردند مقاومت كنيد و امتحان را قبول نكنيد و برويد به سربازى اين دوره دو ساله را طى كنيد و دوباره به حوزه بازگرديد من شهريه شما را قطع نخواهم كرد و حتى اگر زن و فرزند داريد مخارج آنان را متعهد مىشوم. و عاقبت در پى پايمردى و مبارزه آن بزرگمرد و ساير مراجع عظام به لطف الهى در آن دوران اختناق و بحرانى حوزه علميه از اين خطر بزرگ مصون ماند و دولت از تصميم شوم خود عقبنشينى كرد.
١٠: در جريان درگذشت آقازاده جليل و بزرگوار حضرت امام، مرحوم آقاى حاج آقا مصطفى خمينى قدس سرّه اولين جلسه فاتحه را در مسجد اعظم تشكيل دادند و سدّ رعب اقامه مجلس به وسيله ايشان شكسته شد. و انقلاب عظيمى در قم از همين مجلس شروع شد و به جاهاى ديگر زبانه زد و دامن كشيد.
همچنين در جريان شهادت مرحوم آيت اللّه سيد محمد رضا سعيدى قدس سرّه بود يا در شهادت شهيد آيت اللّه غفارى، كه اعلان مجلس فاتحه در مسجد امام كرده بودند وليكن قبل از فرارسيدن وقت شروع مجلس، درب مسجد را قفل كرده بودند و مأمورين ساواك جلو مسجد ايستاده و از انعقاد مجلس جلوگيرى كردند.