نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٣٤٥ - «مصاحبهاى با آيت الله واصف»
«مصاحبهاى با آيت اللّه واصف»
رحلت آيت اللّه العظمى گلپايگانى واقعا مصيبت بزرگى بود براى جهان اسلام و همانطور كه ما ديديم در تشيّع جنازه آن مرحوم شايد غريب بيست نفر بيهوش شدند. و غش كردند و بيحال شدند، كه بىنظير يا كمنظير بود.
بعد از رحلت آقاى آيت اللّه العظمى بروجردى (ره) با عدهاى از آقايان درس ايشان مىرفتيم همانطور كه درس امام هم مىرفتيم.
من گاهى به آقايان مىگفتم: همانطور كه فرزند خطاب پدر را روى قرائنى كه در خانواده است بهتر مىفهمد. حضرت آيت اللّه العظمى گلپايگانى روايات و اخبار اهل بيت را درباره احكام مانند فرزند از والد مىفهمد، طورى زواياى او را قرينه قرار مىدهد كه آدم تعجب مىكند. آقايان گفته مرا تصديق كردند. و گفتند واقعا ايشان فقيه اهل بيت هست. كمتر مرجعى پيدا مىشود كه ما در عصر خودمان ديده باشيم كه سعه فقهىاش اينطور باشد. ايشان در زمان آقاى بروجردى از افراد مشار بالبنان بودند و شايد از آن افرادى بودند كه در نظر آقاى بروجردى يك مقام والايى داشتند و از افراد ديگر شاخصتر به نظر مىآمدند، آيت اللّه بروجردى به ايشان خيلى احترام مىكردند.
در بيت ايشان گاهى رفت و آمد مىكرديم مىديديم بيت واقعا همان بيتى هست كه منظور حضرت ولى عصر امام زمان (ارواحنا له الفداء) هست. ايشان در مكتب اهل بيت نشو و نما كرده بود، شنيده بوديم ايشان در درس مرحوم آيت اللّه حاج شيخ عبد الكريم شاگرد ممتاز بودند. آقايان اهل علم روحانيون خودشان مىدانند كه ايشان خودشان را وقف كرده بود براى خدمت به تشيّع و عالم اسلام، بحمد اللّه يك حظ وافرى هم نصيب ايشان شد.