نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٢٣٩ - «تنديس اخلاص»
«تنديس اخلاص»
او تمام كارهايش رنگ خدايى داشت. و در هيچ كارى غير از خدا كس ديگرى برايش مطرح نبود. حجت الاسلام و المسلمين حاج آقاى ايلامى (رحمة اللّه عليه) از علماى نجف بود. از طرف آقا به شهرستان ايلام براى تبليغ و ترويج مكتب اهل بيت رفته بود. بعد از مدتى آمدند خدمت آقا و عرض كردند: آقا من ديگر نمىخواهم بروم ايلام، چون بنده دروس شما را نديدهام و اعلميت شما برايم محرز نشده است. لذا وقتى آنجا مردم در رابطه با تقليد به من مراجعه مىكنند من آيت اللّه خوئى قدس سرّه را پيشنهاد مىكنم. و من از اينكه از طرف شما آنجا باشم و هزينهام از جانب شما تأمين شود ولى ديگرى را تبليغ كنم راضى نيستم.
آقا فرمودند: من كه تو را نفرستادم آنجا مرا تبليغ كنى! من شما را فرستادم كه بروى دين خدا را تبليغ كنى كه مردم ديندار باشند. حتى اگر بخواهى پول مىدهم رساله آقاى خوئى را بخرى و ببرى آنجا بدهى به مردم تا مردم ديندار شوند.
باز نقل است كه فردى از روحانيون در زمان آيت اللّه حكيم از شيراز خدمت آقا مشرف شد، و عرض كرد آقا من مردم را از تقليد آية اللّه حكيم به تقليد شما برگرداندام!
اين فرد انتظار داشت كه مورد تشويق آقا واقع شود. ولى آقا به شدت ناراحت شده و فرمودند: من راضى نيستم و بايد همه آنها را به تقليد آقاى حكيم برگردانيد. و فرمودند: