نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٣٠ - «اساتيد ايشان»
آقاى حائرى بوده و مباحثاتى هم با آقاى حائرى داشتند. و بارى مرحوم آيت اللّه گلپايگانى از محضر ايشان در اراك سطوح عاليه فقه و اصول را فرامىگيرند. و گويا در درس خارج ايشان هم احتراما شركت مىكنند. آرى سيره قدماء بر اين بوده است. و با اين عظمت علمى آنروز در يك روستا ساكن بود و براساس وظيفه الهى خود نصاب تدريس مىنمود و امروز در اراك سطوح عاليه و درس خارج تدريس مىكند. و همان شاگرد كه قبلا خدمت ايشان نصاب خوانده بود امروز در خدمت ايشان سطوح عاليه فقه و اصول را فرامىگيرد.
اين وزنه بزرگ علمى در اواخر عمر نابينا شد. ولى باز هم به تدريس ادامه دادند و عاقبت در سال ١٣١٣ شمسى در اراك دار فانى را وداع گفتند. جنازهاش به قم منتقل و در قبرستان نو، در حجره مرحوم آيت اللّه شيخ محمد سعيد گلپايگانى دفن گرديد.
٣- مرحوم آيت اللّه العظمى شيخ عبد الكريم حائرى[١]:
[١]-
\Y« شخصيت آيت اللّه حائرى»\E
اينجا مناسب است سخنانى پيرامون شخصيت علمى و معنوى اين مرد بزرگ گفته شود. چراكه ايشان حق بزرگى بر گردن نانخوران امام زمان عليه السّلام دارند ايشان بود كه روح ايمان و علم را در كالبد نيمه جان ايران دميد، و با تأسيس حوزه عليمه قم و پرورش شاگردانى عالم و فاضل و متقى، حوزههاى علميه را تا ظهور حضرتش بيمه كرد.
مرحوم كاظمى كه خود معاصر آن بزرگوار بوده مىنويسد: ...
او امروز در قم بلكه در ايران و بلكه در جميع بلاد، عزت شيعه و محوكننده بدعتها و بديها مىباشد.
( احسن الوديعة، ٢/ ١١٨).
شيخ آقا بزرگ تهرانى شرح حال مفصلى از ايشان نوشتهاند و در خلال مطالب مىنويسند:« كان الحائرى من اشد المسلمين غيرة على نواميس الشرع الشريف و قد تفانى فى خدمة الدين منذ اظفاره ...» حائرى از غيورترين مسلمانان بر نواميس شرع شريف بود جدا كه از آغاز عمر فانى در راه خدمت به دين بوده است. مرحوم حائرى از جنبه علمى يكى از وزنههاى زمان خود و از رجال بزرگ علم و از استوانههاى دين و از بزرگان فقهاء بوده است ...( نقبا البشر، ج ٣/ ١١٦٣.) آقاى كريمى جهرمى از فرزندش آيت اللّه شيخ مرتضى حائرى نقل كرده است كه، مرحوم آقا جمال الدين گلپايگانى مىفرمود:« با آقاى حاج شيخ( آيت اللّه حائرى) در قطار از سامراء همسفر بوديم كه ايشان مىخواستند به ايران بيايند. من به ايشان گفتم: شما از كسانى هستيد كه بعداز آقا ميرزا محمد تقى شيرازى مشار بالبنان هستيد چرا به ايران مىرويد؟ ايشان فرمودند: من نمىخواهم مرجع شوم مىخواهم بروم به ايران اگر از دستم برآيد خدمتى به اسلام و مسلمين كنم.( خورشيد آسمان فقاهت، ص ٢٨).
آيت اللّه حلائرى با همه تلاشهاى شبانهروزى در مسير پرورش طلاب هيچگاه از تهذيب نفس غفلت نمىورزيد و همواره در پى بالا بردن درجات كمالى خويش گام برمىداشت. خانهاش محل رفت آمد بزرگان دينى بود. و همواره زىّ طلبگى و سادهزيستى خويش را حفظ مىكرد و زندگى زاهدانهاى داشت، با اين اخلاق به شاگردان مكتبش درس ديندارى و اخلاق عملى مىآموخت. همواره پدر دلسوزى بود براى طلاب.
از خصوصيات بارز درس اين بزرگمرد اين بود كه درس خويس را با ذكر مصيبت امام حسين عليه السّلام شروع مىكرد. و با اين وسيله محبت و عشق اهل بيت عليهم السّلام را در دل شاگردانش بارور مىساخت. و روى همين جهتهاست كه به هر كدام از شاگردان مكتب ايشان نگاه كنيم همچون استادشان شيفته و شيداى خاندان عصمت و طهارت و از دلباختگان واقعى امام حسين عليه السّلام هستند.
مرحوم حائرى علاوه بر اينكه در طول سال قبل از درس ذكر مصيبت مىكرد. در ايام محرم و صفر هم در مدرسه فيضيه مجلس عزا برپا مىكرد و خودش در آن مجلس مىنشست و همينكه نام حسين عليه السّلام را مىشنيد اشك از چشمانش چون دانههاى مرواريد غلطان و جارى مىشد. به گونهاى كه طاقت از كف مىداد و از حال مىرفت. روى همين ارادت خالص بود كه مورد عنايت خاص امام حسين بودند.
اساتيد ايشان: ايشان از شاگردان مرحوم آيت اللّه فشاركى بود كه شهرت و آوازه بلندى در حوزه سامرا داشت و زهد و اخلاص و عظمت روحىاش زبانزد همگان بود. پس از رحلت ميرزاى بزرگ، آيت اللّه ميرزا محمد تقى شيرازى پيامى به او فرستاد و عهدهدارى مرجعيت را از ايشان خواست ولى او از مرجعيت اجتناب كرد. مرحوم حاج شيخ عبد الكريم حائرى بسيارى از موفقيتهاى خود را حتى تأسيس حوزه علميه قم را مرهون ارادت خود به استادش مىدانست.
از ديگر اساتيد آقاى حائرى، مرجع هوشيار ميرزاى دوم بود. و آيت اللّه حائرى نزديكترين شاگردان او به شمار مىرفت. و در مورد ايشان فرموده است: اوقاتى كه در سامراء مشغول تحصيل علوم دينى بودم.
اهالى سامراء به بيمارى طاعون و وبا مبتلا شدند. هر روز بسيارى از مردم مىمردند. روزى، در منزل استادم مرحوم فشاركى عدهاى از اهل علم جمع بودند. ناگاه آيت اللّه ميرزا محمد تقى شيرازى تشريف آوردند. و صحبت از بيمارى وبا و خطرات آن به ميان آمد. ميرزا پس از گوش دادن به حرفهاى آقايان فرمود:« اگر من پيشنهادى بكنم عمل مىكنيد؟» همه فرمودند: آرى. ميرزا فرمودند: پيشنهاد من اين است كه شيعيان ساكن سامراء از امروز تا ١٠ روز همه مشغول خواندن زيارت عاشورا شوند و ثواب آن را به« نرگس خاتون» مادر بزرگوار حضرت ولى عصر حجة ابن الحسن هديه نمايند. تا اين بلا دور شود.
اهل مجلس اين حكم را به شيعيان رساندند و بدين ترتيب همه مشغول خواندن زيارت عاشورا شدند.
از فرداى آن روز ديگر از شيعيان كسى تلف نشد.
از ديگر اساتيد ايشان مرحوم شيخ فضل اللّه نورى شهيد راه مشروطه مىباشد. و از كمالات علمى و معنوى او نيز بهرهمند شدهاند.