مشکاة الأنوار ت عطاردی - شیخ طبرسی - الصفحة ٢٥٨ - در صبر بر مصائب
نزد راهب بيرون شد خداوند به او وحى كرد اى يعقوب شكايت مرا نزد بندهام مىبرى، در اين جا حضرت يعقوب سر به سجده نهاد و گفت: خدايا ديگر از اين سخنها نخواهم گفت.
در اين جا خداوند متعال به او وحى فرستاد كه اى يعقوب من تو را آمرزيدم و ديگر اين چنين سخن نگو يعقوب بعد از اين هر مصيبتى كه به او رسيد صبر كرد و شكايت ننمود و لذا به فرزندان خود گفت: من از غم و اندوه خود فقط به خدا شكايت مىبرم و مىدانم آنچه را كه شما نمىدانيد.
(١) ٥. امام صادق ٧ فرمود: خداوند متعال مىفرمايد: اگر بندهام دو ديدهاش را از دست بدهد و بر اين مصيبت صبر كند و به قضاء من تسليم شود در برابر اين صبر و شكيبائى بهشت را به او ارزانى خواهم داشت.
(٢) ٦. على ٧ فرمود: خداوند ديدگان هيچ مؤمنى را از وى نمىگيرد مگر اينكه در عوض بهشت را به او مىدهد.
(٣) ٧. فرمود: كورى زندانى است كه خدا بنده خود را در آن زندانى مىكند.
(٤) ٨. مرد كورى خدمت حضرت رسول ٦ آمد و گفت: يا رسول اللَّه دعا كن تا خداوند مرا بينا كند. فرمود: اگر دوست دارى دعا كنم خداوند ديدگانت را بينا كند و يا اينكه هم چنان نابينا باشى و بدون حساب وارد بهشت شوى.
گفت: راضى هستم كه كور باشم و بدون حساب در نزد خدا حاضر باشم، در اين جا رسول خدا فرمودند: خداوند بزرگتر است از اينكه شخصى را نابينا كند و بعد او را عذاب نمايد.
(٥) ٩. امام صادق ٧ فرمود: نواقص بدنى در فقراء نهاده شده كه نتوانند آن را بپوشانند و اگر در توانگران بود آن را مىپوشانيدند.
(٦) ١٠. مردى خدمت حضرت صادق ٧ رسيد و با او سخن گفت آن مرد سخنان امام را نشنيد و گفت گوشم سنگين است. امام فرمود: چرا تسبيح حضرت فاطمه را نمىخوانى؟ گفت: تسبيح فاطمه چيست. امام فرمود: سى و چهار بار تكبير و سى و سه بار الحمد اللَّه و سى و سه بار سبحان اللَّه. وى گفت