مشکاة الأنوار ت عطاردی - شیخ طبرسی - الصفحة ٤٥ - در اداء امانت
را بطرف حق دعوت مىكردند.
در آنجا نفرموده امت موسى ٧ اين كار را مىكردند و يا بر امت موسى اين عمل واجب شد، در صورتى كه در آن روز امت موسى دستههاى مختلفى بودند و در جاى ديگر گفته: ابراهيم تنها يك ملت بود يعنى به تنهائى مردم را دعوت مىكرد، و از خداوند اطاعت مىنمود پس هنگامى كه انسان توانائى ندارد امر به معروف واجب نيست.
(١) ١٩. مسعده مىگويد: از امام جعفر صادق شنيدم مىفرمود: حديثى كه از حضرت رسول ٦ وارد شده بهترين جهاد آن است كه انسان يك كلمه حق را نزديك حاكم ستمگر بگويد معناى آن اينست كه نخست خودش آن حكم را بشناسد و بعد امر كند و احتمال هم بدهد آن حاكم بپذيرد، در غير اين صورت جائز نيست.
(٢) ٢٠. حضرت باقر ٧ فرمود: خداوند متعال به شعيب وحى كرد كه من صد هزار از قوم تو را عذاب مىكنم، چهل هزار نفر از اشرار آنها و شصت هزار نفر از اخيار آنها شعيب گفت: بار خدايا نيكان را چرا عذاب مىكنى فرمود: براى اينكه با بدان معاشرت كردند و در برابر گناه آنها سكوت نمودند.
(٣) ٢١. از حضرت رسول ٦ روايت شده كه فرمود: مردم همواره در خير هستند تا آنگاه كه امر به معروف و نهى از منكر كنند و با يك ديگر محبت نمايند و آمد و رفت داشته باشند هر گاه اين اعمال را ترك كنند بركتها از آنها قطع مىشود و گروهى بر آنها مسلط مىگردند و كسى از آنها يارى نميكند.
(٤) ٢٢. على ٧ فرمود: هر كس منكرى را مشاهده كند و با قلب و دست و زبانش از آن نهى نكند او يك مردهاى است كه در ميان زندگان حركت مىكند.
(٥)
در اداء امانت
(٦) ١. حضرت صادق ٧ فرمود: امانت را به صاحبش برگردانيد و لو قاتل حسين بن على باشد.