مشکاة الأنوار ت عطاردی - شیخ طبرسی - الصفحة ٣٠٧ - در مواعظ و نصايح
امام جعفر صادق سلام مرا پاسخ داد و فرمود: بنشين خداوند شما را رحمت كند من در خدمت او قرار گرفتم، او پس از اندكى با من سخن گفت و فرمود: كينهات چيست؟
گفتم: ابو عبد اللَّه. فرمود: خداوند اين كنيه را براى شما نگه دارد و به آنچه از آن رضايت دارد توفيق دهد.
(١) عنوان گويد: با خود گفتم: اگر از اين ملاقات جز اين دعا استفاده ديگرى نبرم براى من كفايت مىكند، بعد از اين جعفر گفت: شما چه حاجتى داريد؟
گفتم: دعا فرمائيد خداوند مرا توفيق دهد كه از علم شما سود برم و هر چه از شما بپرسم پاسخ بشنوم.
جعفر گفت: علم به تعلم نيست بلكه نورى است كه از طرف خداوند بر دلها مىتابد، اينك اگر طالب علم هستى ابتداء از خود حقيقت عبوديت را بخواه، علم را براى عمل طلب كن و از خداوند بخواه تا فهم شما را زياد كند گويد:
گفتم: اى شريف.
جعفر بن محمد گفت: بگو يا ابا عبد اللَّه. گفتم: يا ابا عبد اللَّه حقيقت عبوديت چيست؟ فرمود: به سه چيز مىتوان اين حقيقت را دريافت. يكى اينكه بندگان آنچه را كه خداوند به آنها بخشيده است ملك خود ندانند، زيرا بندگان خدا مالك نيستند و هر چه دارند از خدا مىباشد و هر جا خدا امر كند بايد خرج كنند.
دوم اينكه بندهاى هرگز قدرت ندارد با فكر و انديشه خود كارهاى خود را اداره كند، سوم اينكه هر چه خداوند به او امر كرده و يا از آن نهى نموده است به كار گيرد و از اوامر و نواهى خدا سر باز نزند، هر گاه بندهاى چيزى را ملك خود نداند مال را انفاق مىكند.
هر گاه بندهاى امور خود را به خداوند واگذارد و بفهمد كه با عقل و تدبيرش نمىتواند امور خود را آن طور كه هست اداره كند، گرفتارىهاى دنيا و مصائب آن بر او گوارا مىگردد، هر گاه بندهاى به اوامر و نواحى خداوند گردن