مشکاة الأنوار ت عطاردی - شیخ طبرسی - الصفحة ١٨٤ - در آداب سلام كردن و معانقه نمودن
شوم گفت: بر سر مقنعه ندارم فرمود: مقنعه بر سر بگذار، او هم از پارچهاى كه در دستش بود سرش را پوشانيد رسول خدا بار ديگر فرمود:
السّلام عليكم
و فاطمه هم گفت:
و عليكم السّلام يا رسول اللَّه
بار ديگر براى من اذن ورود خواست و ما وارد شديم.
در اين هنگام مشاهده كردم چهره فاطمه زرد شده، رسول خدا فرمود: اى فاطمه چرا صورت شما زرد شده؟ گفت از گرسنگى. رسول خدا فرمود: اى خدائى كه گرسنگان را سير مىكنى فاطمه را سير كن جابر گويد: در اين هنگام ديدم صورت فاطمه سرخ شد و خون در آن جريان پيدا كرد و او بعد از آن ديگر گرسنه نشد.
(١) ٩. حمزة بن حمران گويد: من و حسن عطار خدمت حضرت صادق ٧ رسيديم و سلام كرديم، امام سلام ما را پاسخ دادند، بعد منتظر مانديم تا اجازه ورود دهد فرمود: چرا وارد نمىشويد مگر به شما اذن ورود ندادم همين جواب سلام خود اجازه ورود مىباشد.
(٢) ١٠. على ٧ از اهل ذمه هم اذن ورود مىخواست.
(٣) ١١. امام صادق ٧ فرمود: مرد بايد از دختر و خواهرش كه شوهر دارند اجازه ورود طلب كند و بدون اذن وارد منزل آنها نشود.
(٤) ١٢. ام سلمه گويد: روزى هنگام صبح امير المؤمنين ٧ در خانه ما آمد و در را كوبيد، رسول خدا فرمود: برخيز در را باز كن، در باز كردم و او دم در توقف كرد و وقتى كه داخل رفتم و سرم را پوشيدم وارد اطاق شد.
(٥)
در آداب سلام كردن و معانقه نمودن
(٦) ١. امام باقر ٧ فرمود: سلام خدا را بلند بگوئيد زيرا سلام خداوند به ظالمان نمىرسد.
(٧) ٢. رسول خدا ٦ گفت: هر گاه با هم برخورد كرديد سلام كنيد و مصافحه نمائيد و هر گاه از هم جدا شديد استغفار كنيد.