سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ٨٢ - همه وقت خويش را مصروف مردم مكن، زمانى را نيز براى خود بگذار
اى مرد! اگر شيرينى تنهايى [در كام تو قرار گيرد و طعم آن] را بچشى، از خود نيز وحشت خواهى كرد.
بنابراين مقصود آن است كه در جايىكه نياز به تماس با مردم و معاشرت با ايشان دارى، بايد برخوردت با آنان به نحوى باشد كه گفتيم؛ نه آنكه تمام وقت خويش را به مردم و رفع مشكلات آنان اختصاص دهى. زمانى را براى تضرع [و رازونياز] به درگاه الهى قرار ده و زمانى را هم به معاشرت با مردم اختصاص ده، معاشرتى كه رضاى خداوند را جلب نمايد، و براى تقرب به او انجام شود. و بايد بهرهات از قسم اول بيشتر باشد، و بدان اهتمام داشته باشى، تا بتوانى قسم دوم را به قسم اول، كه مطلوب ذاتى است، بازگردانى [و معاشرت خويش را عين عبادت قرار دهى] كه در غير اينصورت، [هواى نفس تو را فرامىگيرد و] كارهاى اجتماعيت به انگيزه اغراض نفسانى بوده بار گرانى بر دوشت مىشود كه نتيجتا نه به دنيا مىرسى و نه آخرت؛ و به ظلم، دادخواهى و رنج شكايت [و نارضايتى] از همه اطرافيان، كه مردم گرفتار آنند، تو نيز گرفتار مىشوى؛ همانگونه كه مردم نيز هميشه از تو گلايهمند مىباشند، و تو هرگز رضايت آنان را به دست نخواهى آورد.
خير و آسودگى تنها در اقبال به سوى خدا و توجه به اوست؛ و با آن تمام امور دنيايى و اخروى آسان مىگردد.