سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ١٣١ - ماجراى معراج پيامبر صلى الله عليه و اله و سلم
خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلّم كنار رفت، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلّم به او فرمان داد كه بر آنها نفرين كند، و سلمان را آگاه ساخت كه در صلب ايشان مؤمنى نيست. اين داستان در تفسير امام عسكرى ٧ ذيل آيه الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ[١] آمده است كه از شگفتيهاى روزگار است، و از كسى چون سلمان كه خود را تا آنجا شبيه اولياى خود ساخته كه دربارهاش فرمودند: «او از ما اهل بيت است»، چنين چيزى عجيب نيست.
[ماجراى معراج پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم]
ماجراى معراج نيز از همين باب است، هنگامىكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلّم مكلف به پنجاه نماز شد، و [براى مطالبه تخفيف] به خداوند مراجعه ننمود، تا آنكه موسى ٧ از او خواست؛ و پس از آن مكرر از خداوند درخواست تخفيف نمود، و براى وى و ديگران [در تخفيف نمازهاى واجب] تخفيف داده مىشد تا آنكه شمار آنها به پنج نماز رسيد. موسى از او خواست كه بازهم مراجعه نمايد [و از خداوند مطالبه تخفيف كند] كه رسول خدا فرمود: از كثرت درخواست شرمنده گشتم. آنگاه خداوند به او وحى نمود:
چون بر پنج نماز صبر نمودى، همين پنج نماز نزد من به منزله پنجاه نماز خواهد بود.
درخواست موسى در واقع به مثابه امر خاص به
[١] - بقره/ ٣: آنانكه به جهان غيبت ايمان آرند.