سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ٢٧ - نشاطآورى علم براى عمل
سودى نمىبخشد، همانگونه كه عمل بدون علم بهرهاى نمىبخشد؛ ليكن هردوى آنها از ما خواسته شده است، و هركدام از آنها ديگرى را تقويت مىنمايد. آنكه علم را، نه براى بكار بستن، بلكه براى آن آموخت كه بدان مباهات نمايد، و با نيكوييهاى دانش و شيوع زيبايى و ارزش آن در ميان مردم زشتى اعمال و خصلتهاى ناپسند خود را بپوشاند، بىترديد همراه و يار ابليس ملعون مىباشد و دانش او بار گرانى است بر دوش او و ديگران، و اهل دوزخ از او در رنج خواهند بود. وى نه تنها بار گناهان خويش بلكه بار ديگران را نيز [كه گمراهشان نموده است] بر دوش مىكشد. و شيطانى است در شكل آدمى، به خدا پناه مىبريم از چنين شخصى. همچنين كسى كه علم را از باب عادت يا ريا و سمعه به همين صورت مردمپسندش، بدون هيچ بصيرت و معرفتى فراگرفته است؛ در واقع چهارپايى است مهار شده و به همان دسته اول ملحق مىگردد، گرچه زيانش بر بندگان كمتر است.
[نشاطآورى علم براى عمل]
اما آنكس كه در واقع عاقل و فهميده و خواهان صلاح و سعادت خود در دو جهان است، انسانى است كه توجهش به خدا بوده و تنها آنچه را نزد اوست مىطلبد، و علم اخلاق چنين كسى را مخاطب قرار داده تا او را رشد دهد و به مطلوبش واصل گرداند. چنين فردى بايد بداند كه هرگاه روزنهاى از علم به رويش باز شد، عمل