سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ١٤٢ - اوصاف اولياى خدا
فرمود: اولياء خدا خاموشى گزيدند و خاموشى آنان ذكر بود، و نگريستند و نگاهشان عبرت بود، سخن گفتند و سخنشان حكمت بود، در ميان مردم راه رفتند و راه رفتنشان بركت بود، اگر نبود كه اجل و مرگشان [در روز معينى] نوشته شده بود، همانا از ترس عذاب و شوق ثواب روح آنها در پيكرشان قرار نمىگرفت.
و نيز امام سجاد در ضمن اشعارى كه از طبرسى در احتياج نقل كرده است، صفاتى را كه از لوازم ايمان و معرفت محسوب مىشود بيان كرده است:
|
من عرف اللّه فلم تغنه |
معرفة اللّه فذاك الشّقىّ |
|
|
ما يصنع المرء بعزّ الغنى |
و العزّ كلّ العزّ للمتّقى |
|
|
ما ضرّ ذا الطّاعة ما ناله |
فى طاعة اللّه و ما ذا لقى |
|
آنكس كه خدا را شناخت، و اين معرفت او را بىنياز نساخت، براستى كه شقى و بدبخت است.
آدمى با عزت ثروت چه خواهد كرد، كه تمام عزت از آن پرهيزگار است.
انسان مطيع از سختيهايى كه در راه طاعت خداوند به او مىرسد زيانى نخواهد ديد.
اساس اين بركات، همانا توجه به خداوند در تمامى حالات است، بگونهاى كه او از نظرت پنهان نباشد، همانگونه كه تو از نظر خدا پوشيده نيستى، و اين همان كلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلّم خطاب به ابى ذر است كه: