سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ٩٦ - اشعار حكمتآموز
|
و قد تقدّم فى هذا ابو حسن |
الى الحسين و اوصى قبله الحسنا |
|
|
يا ربّ جوهر علم لو ابوح به |
لقيل لي انت ممّن يعبد الوثنا |
|
|
و لا ستحلّ رجال مسلمون دمى |
يرون اقبح ما يأتونه حسنا |
|
همانا من گوهرهاى دانش خويش را مىپوشانم، تا مبادا نادانى به آن دست يابد [و به خاطر عدم ظرفيت] دچار فتنه گردد.
درين امر على ٧ سبقت جسته، و به حسين و پيش از آن به حسن ٧ سفارش نمود.
چه بسيار گوهر دانشى كه اگر آشكارش سازم، به من خواهند گفت: تو از بتپرستانى؛
مردان مسلمان خونم را حلال دانسته، زشتترين كارهاى خود را، خوب و نيكو خواهند ديد.
بارى، رواياتى كه در ستايش كتمان راز و نكوهش آشكار ساختن آن وارد شده، فراوان است. از اين روايات استفاده مىشود، كه انسان پس از آنكه به جايى رسيد كه حالت حبّ كتمان و كراهت از آشكار كردن راز بر او چيره گشت، با چشم عقل [و آزاد از اميال نفسانى] نظر مىكند، و آنگاه كه زمانى را براى سخن گفتن مناسب يافت، به اندازه نياز خواهد گفت، و درباره آن خوب دقت مىكند تا اين فرمان آنها عليهم السّلام را امتثال نموده باشد كه: