سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ٩٧ - از راز داران باش، آنگاه راز خويش پوشيدهدار
حكمت را در اختيار غير اهلش قرار ندهيد، كه در اين صورت به آن ظلم نمودهايد، و از اهلش دريغ ننمائيد كه در اينصورت به آنها ظلم نمودهايد.
[از راز داران باش، آنگاه راز خويش پوشيدهدار]
بايد دانست كه صفت رازپوشى، مشتمل بر دو امر است: يكى آنكه مؤمن راز داشته باشد؛ دوم آنكه دارى ملكه پنهان كردن و كتمان نمودن باشد، بگونهاى كه هواى نفس نتواند او را بر افشاى آن وادار سازد؛ و آنچه گفته شد همه درباره امر دوم بود، و درباره امر نخست سخن امام صادق ٧ خطاب به مفضل بن صالح كفايت مىكند كه فرمود:
اى مفضل! خداوند را بندگانى است كه در نهان با او معامله كردند، و خداوند نيز با نيكى خالص خود با آنان رفتار نمود، آنان همان كسانند كه نامه اعمالشان در روز قيامت خالى است؛ و آنگاه كه در برابر او قرار گرفتند، آن را از رازهايى كه با او در ميان گذاشته بودند پرمىسازد.
مفضل گفت: اى مولاى من! علت اين امر چيست؟
امام ٧ فرمودند: آنان را ارجمندتر از آن دانست كه فرشتگان از آنچه ميان او و آنان است آگاه شوند.
خ ما، ابو عباس احمد بن فهد، در عدة الداعى پس از ذكر اين حديث مىفرمايند: «از اين مقامهاى شريف كه گرانبهاتر از بهشت است غفلت مكن.» من نيز در بيان اين معنا اين اشعار را مىگويم و اگر سرايندهاش همين معنا را در نظر داشته، نيكو سروده است: