سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ٥١ - بيزارى زمين و آسمان از انسان بدكردار
|
دواؤك فيك و لا تبصر |
و داؤك منك و لا تشعر |
|
|
أتحسب انّك جرم صغير |
و فيك انطوى العالم الاكبر |
|
|
و انت الكتاب المبين الّذى |
بآياته يظهر المضمر |
|
دواى [دردهاى] تو در درون توست ولى نمىبينى؛ و بيماريت از خودت است ولى نمىفهمى.
آيا مىپندارى شىء كوچكى هستى، در حالىكه جهان بزرگ در تو پيچيده است.
و تو آن كتاب مبينى هستى كه با آيات آن، نهان، آشكار مىگردد.
اگر تو نفس خويش را رها سازى [و به تهذيب آن نپردازى و به خورد و خواب قناعت ورزى]، پروردگارت تو را رها نخواهد ساخت، خداوند مىفرمايد: أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً.[١]
[بيزارى زمين و آسمان از انسان بدكردار]
پس اى غافل! بيدار شو، و بعد دوم خويش را كه به واسطه آن انسان شدهاى و خداوند آن نام را بر تو نهاد، وجهه نظر خودساز و اگر خودت را اهل شقاوت و دور از سعادت مىبينى [و مىپندارى همه درها به رويت بسته شده و راه نجاتى باقى نمانده است]، بدان اى مسكين! كه خداوند همه گناهان را چنانكه ارادهاش تعلق گيرد خواهد بخشيد و شقاوت را به سعادت تبديل خواهد نمود، [همانگونه كه] فرمود: يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ
[١] - قيامت/ ٣٦: آيا انسان مىپندارد كه او را به حال خود واگذاشتهاند.