سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ١٣٩ - شيرينى ايمان را كسانى مىچشند كه اهل توكل، تفويض و تسليم باشند
اگر هواخواه اين گروه هستى پس رهرو راه ايشان باش، كه آنها جز با بريدن علاقهها به سرمنزل مقصود نرسيدند.
ما مىشنويم كه خدا مىفرمايد:
وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.[١]
و نيز مىشنويم كه مىفرمايد:
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً.[٢]
اينك كه معلوم گشت ايمان بستگى به توكل و تسليم و تفويض دارد، سزاوار است در تقويت اين امور كه محور ايمان است هرچه بيشتر تلاش و كوشش كنيم.
زيرا اينهمه تشويق و فراخوان كه در كتاب عزيز و سنت، نسبت به ايمان و لوازم آن انجام گرفته است- تا آنجا كه خداوند مىفرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا[٣]- براى به دست آوردن درجه قابل توجهى از ايمان است كه به مثابه موجودى با خلقت كامل باشد كه اطلاقها بدان منصرف گردد و آثار بر آن مترتب شود؛ چرا كه مراتب پائين آن در مؤمنين هست و نياز به تكليف نمودن به آن نيست.
[١] - مائده/ ٢٣: و بر خدا توكل كنيد اگر[ به راستى] ايمان آوردهايد.
[٢] - نساء/ ٦٥: قسم به خداى تو كه اينان به حقيقت اهل ايمان نمىشوند مگر آنكه در خصومت و نزاعشان تنها تو را حاكم كنند و آنگاه به هرچه حكم كنى[ راضى باشند] و هيچگونه اعتراضى در دل نداشته باشند و از دل و جان تسليم فرمان تو باشند.
[٣] - نساء/ ١٣٦: اى كسانىكه ايمان آورده، ايمان بياوريد.