سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ٨٠ - شيوه صحيح احسان به مردم
اين در برابر مقام و منزلت مؤمن كه بنابر بعضى از روايات حرمتش بزرگتر از كعبه است، چيزى نيست- بلكه آنرا به رخ مىكشند و مىگويند: ما بوديم كه با تو چنين و چنان كرديم، گويا انتظار آن دارند كه عبوديت خدا را رها كرده بنده ايشان شود.
همچنين آنرا پنهان نمىكنند تا به اخلاص نزديك و از ريا دور شده در زمره اعمال خالصى قرار گيرد كه در حديث [قدسى] دربارهاش آمده است:
بر توست كه آنرا نهان كنى، و بر من است كه آنرا آشكار سازم.
بلكه آنرا به تمام مردم نشان داده، و شخص را نزد همگان خوار مىكنند. اين است عادت زشت مردم، و آن چيز كه عيان است، چه حاجت به بيان است.
از آنچه بيان نموديم معلوم مىشود كه بخش عمده نيكى به ديگران رعايت امورى است كه يادآورى شد، نه صرف بذل مال.
احسان به هر فردى به آن است كه امور را بر وفق مراد وى جارى سازى و از غمگين نمودن او برحذر باشى.
پس كسىكه مىخواهد [هديه او را] بپذيرى، احسان تو در پذيرش آن هديه است؛ [و] اگر [مىخواهى از تو خيرى به او برسد]، و دست تو بالاتر باشد در مقابل، بهتر از آن يا مثل آنرا به او ببخش، و بر كسىكه آشنا به