شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٥٤ - بيان اجمالى في حسب المصطفوى

و الناطقة القدسية لها خمس قوى: فكر و ذكر و علم و حلم و نباهة و ليس لها انبعاث زيرا كه او مجرّد است و از عالم امر است و اين، آن روحى است كه حقّ اضافه به خود نموده، قال: «وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ روُحى‌» [١] «قُلِ الروُّحُ مِنْ امْرِ رَبّى‌» [٢] و منبعث از مادّى، مادّى باشد نه مجرّد و از عالم خلق باشد نه از عالم امر و ابتدا ايجاد اين نفس اين دليل باشد بر جسمانيّت الحدوث بودن نفس چنان كه مذهب محقّقين از حكما است، حين ولادت دنيويّه است و اين شبيه‌ترين اشياء است به نفوس ملكيّت كه:

بميرم بار ديگر از بشر

از ملائك من بر آرم بال و پر [٣]

از براى اين مرتبه نفس دو خاصيت است: النزاهة و الحكمة الالهية، لها خمس قوى: بقاء في فناء و نعيم في شقاء و عز في ذلك و غناء في فقر و صبر في بلاء و لها خاصيتان: الرضا و التسليم، و اين مرتبه را نفس مطمئنّه گويند، از جانب خدا آورده است و به او بازگشت خواهد نمود «يا ايَّتُهَا النَّفْسَ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعى‌ إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَةً» [٤]

«اين جان عاريت كه به حافظ سپرده دوست‌

روزى شود ببينم و تسليم وى كنم»

[١] و بقاء في فناء، حرف في يا از براى تعليل است و يا از براى ظرفيت و بودن بقاء در فنا مثل بودن باطن است در ظاهر و بودن روح است در جسد، و العقل في وسط الكل. يعنى اين دو مرتبه اخيره از نفس را، به اعتبار تجرّد او از ماده در مقام ذات و فعل، عقل گويند.

امّا كيفيت محاربه با نفس و شيطان بدان كه طرف يمين قلب محلّ عقل و جنود او است، كه عبارت از ملائكه‌اى است كه متوكّلند به افعال حسنه و در طرف يسار قلب نفس امّاره است و جنود او كه عبارت از شياطينى است كه موكّلند به افعال سيّئه، به‌

______________________________ [١] حجر- ٢٩، ص ٧٢: و در او از روح خود (يك روح شايسته و بزرگ) دميدم.

[٢] اسراء- ٨٥: بگو روح از فرمان پروردگار من است.

[٣] منظور از محقّقان حكما، پيروان حكمت متعاليه يعنى ملاّ صدرا و اتباع اوست، و شعر از مولوى است كه مؤلّف طبق معمول دخل و تصرّف كرده است.

[٤] فجر- ٢٨: تو اى روح آرام يافته! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او راضى و هم او از تو راضى است.


[١] - ديوان حافظ، حرف ميم، در بعضى نسخه‌ها به جاى( روزى شود) آمده است:( روزى رخش).