شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٣١ - نكته
ملاحظه عيون چون لحظه عين واقع نمىشود الاّ بر كم و كيف و او منزّه بود از اين دو و دورى كنايه از عدم ادراك است كما آن كه فقره بعد فقره آتيه، اشاره به لازم ذات است كه غير متناهى است بما لا يتناها فوق ما لا يتناها و انه على كل شيء محيط.
و بعد ملاحظة[١] العيون، عطف است بر قرب و مراد به بعد دورى معنوى است كنايه از عدم ادراك بصر است «لا يدركه الأبصار» [١] ملاحظه به معنى ديدن است و اضافه او به عيون لاميّه است يعنى: و آنچنان كسى كه بعيد است از ديدن چشمها كه ادراك او نتوانند نمود چون بعد از اين كه از سابق معلوم شد كه ذات اقدس حق منزّه از مجانست و مشابهت و مماثلت مخلوق است محال است كه به چشم، ديده شود چون رؤيت لازم دارد بودن مرئى جسم ملوّن به شكل واقع در جهت مقابل و اينها همه از خصايص ادنى مخلوق است «أين التراب و ربّ الأرباب» [٢] پس ابدا خدا به چشم ديده نشود، نه در دنيا و نه در آخرت پس قول اشاعره به رؤيت اخروى باطل صرف خواهد بود و آنچه ظاهرا او رؤيت است، از آيات و روايات و كلمات اولياء، واجب است صرف آنها از ظواهر لقيام البرهان على خلافها. [٣] و علم بما كان قبل ان يكون عطف است بر قرب و مراد ما كان، كائن است به جهت انسلاخ و فعل مسند إلى اللّه از زمان، بلكه انسلاخى نيست چون فعل در معنى اخذ نشده است، زمان بنا بر قول حق [٤] و ما موصوله است پس عموم دارد ما كان جميع موجودات را و مراد از كون وجود است پس شامل همه عوالم مىباشد، عالم ابداع كه جبروت گويند و عالم اختراع كه ملكوت گويند و عالم كون و خلق كه عالم ناسوت گويند و ملخص القول ان الموجود بالقسمة الأولية له ثلاث مراتب: يا مجرّد از ماده و مدّت است آن عالم جبروت و
______________________________ [١] انعام- ١٠٣: چشمها او را درك نمىكنند ولى او همه چشمها را درك مىكند.
[٢] منسوب به نبىّ اكرم صلى اللّه عليه و آله است، به اين مضمون كه: چه نسبت خاك را با عالم پاك؟!
[٣] يعنى اين قبيل آيات و روايات را بايد بر خلاف ظواهر به تفسير و تأويل آنها توجّه كرد، چون برهان عقلى و نقلى بر خلاف آنها موجود است.
[٤] جمله از نظر دستورى چنين است: «چون بنا بر قول حق، زمان در معناى فعل اخذ نشده است».
[١] - در بعضى از كتب ادعيه به جاى ملاحظه، عن لحظات آمده است.