شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٤٣ - بيان اجمالى في حسب المصطفوى

و افتح اللّهمّ لنا مصاريع الصّباح بمفاتيح الرّحمة و الفلاح، عطف است بر وصل اللهم استعاره آورده شده فتح از براى دخول [١] و ذكر مصاريع و مفاتيح ترشيح‌[١] است.

مصراع يك لت در است كه دو مصراع يك قسم در است و باب و در اعم است از او و اين قسم از در را به جهت صباح ذكر فرمود به ملاحظه آن كه باب صبح وضعى از فلك است و او چون سيّال و با امتداد است و منقسم شود إلى غير النّهايه لا بد هر وضعى از او مركّب باشد از جزئى گذشته و جزئى آينده، پس اين دو جزء كه به منزله دو مصراع است، مركّب است از وجود و مهيّة و از براى وجود دو وجه است يكى به طرف موجود و ديگرى به طرف مهيّة و همچنين مهيّة ايضا مركّب است از جنس و فصل لهذا به صيغه جمع ذكر فرمود [٢] يا جمعيت به اعتبار متعدّد بودن باب صباح است نسبت به بلدان چون دعا از براى عموم عباد اللّه است و امّا ذكر صباح را به طور افراد به جهت اراده جنسيّت است و امّا تعدّد باب صباح به تعدّد بلدان بديهى است وقتى كه در افق مختلف باشند. [٣] مفاتيح جمع مفتاح، يعنى كليد اضافه او به رحمت به تقدير من است و الفلاح عطف است بر رحمت به معنى رستگارى و نجات يافتن و مراد از رحمت در اين جا وجود منبسط و فيض حق است [٤]، نه رقّت قلب چون رقّت قلب متأثّر شدن است و حق مؤثّر است نه متأثّر.

يعنى: بگشا بار خدايا از براى مالت دولت درهاى صباح را كه مختلفند به حسب بلدان مختلفة الأفق به كليدهاى رحمت و نجات و رستگارى و فتح اين در با اين كليد، كنايه است از ادخال داعى را در نعمتهاى وافره و در حصن حصين حفظ بارى كه باعث نجات‌

______________________________ [١] استعاره تصريحيّه است كه مستعار منه ذكر شده و مستعار له (مشبّه) محذوف است.

[٢] مؤلّف قدس سره به روش مشائين قائل به ماهيات متكثّره است و در منطق آمده است كه ماهيت هر نوع، مركّب است از جنس و فصل، مثلا ماهيت انسان، مركّب است از حيوان (جنس قريب) به علاوه ناطق (فصل قريب).

[٣] ظاهرا مقصود مؤلّف قدس سره آن است كه به خاطر اختلاف افق در شهرها و اماكن مختلف، طلوع آفتاب و يا طلوع سپيده صبح و به عبارتى مشرقها مختلف است.

[٤] وجود منبسط، فيض اقدس، فيض مقدّس، حقّ مخلوق به و نظاير اين‌ها از اصطلاحات عرفانى را اوّلين بار محى الدّين عربى به كار برده است.


[١] - به پاورقى شماره ٣ صفحه ١٤ مراجعه شود.