شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٧٤ - بيان اجمالى في حسب المصطفوى
آنكه شر عدمى است با بديهى بودنش اگر في الجمله تأمّل شود ايضا در محلّ خود اقامه برهان بر او شده است كه جاى ذكرش اينجا نيست.[١] إنّك على كل شيئى قدير.
بدان كه در فقره سابقه اثبات اصل قدرت فرمود نسبت بخصوص ما يشاء و در اين فقره اثبات نمود عموم قدرت را چه نسبت به اشيائى كه خود بخواهد يا غير بخواهد و كسانى كه مخالف عموم قدرت حقّند، بسيارند. اما از غير اسلام مثل ثنويّه كه معتقد به يزدان و اهرمن، و مجوس كه قائل به نور و ظلمت و نصارى كه قائل به اقانيم ثلاثه هستند و بالجمله هر كس كه قائل به تعدّد مبدأ است، او قدرت حق را محيط نداند به همه ممكنات و امّا از فرق مسلمين پس از ايشان كسانى هستند كه مىگويند، قدرت ندارد خدا بر فعل قبيح [١] و بعضى مىگويند كه قدرت ندارد بر مثل فعل عبد [٢] و بعضى مىگويند افعال عباد تفويض به خود آنها شده است، خدا ابدا دخيل در فعل عبد نخواهد بود و اين طائفه را مفوّضه [٣] مىگويند و در قبال اين قول، قول اشعرى است كه مىگويند فعل عبد، فعل خداست، ابدا عبد دخل ندارد، حركت عبد مثل حركت دست مرتعش است و اين طايفه را با اين لحاظ جبريّه مىگويند [٤] و ائمّه حق و اماميّه و الرّاسخون في العلم قائلند به
______________________________ [١] نظّام از سران معتزله بر آن است كه خداوند بر فعل قبيح قادر نيست چون فعل قبيح يا به دليل جهل است و يا به خاطر احتياج و خداوند از هر دو مبرّا است.
[٢] جبّائيان (ابو على و أبو هاشم جبّائى، از سران معتزله) برآنند كه خداوند بر مثل فعل عبد قادر نيست چه در آن صورت اجتماع وجود و عدم لازم آيد.
[٣] مفوّضه پنداشتهاند كه خداى تعالى حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله را بيافريد و تدبير عالم را به وى واگذار كرد و اوست كه روزيهاى مردم را بداد و رسولان را برانگيخت. دسته ديگر از مفوّضه كه از غلاة شيعهاند گويند: خداوند امور عالم را به ايشان تفويض نمود و ايشان زمين و آسمان و اهل آن را بيافريدند و از اين جهت است كه در نماز، در ركوع سبحان ربى العظيم گوييم و در سجود سبحان ربى الأعلى، زيرا خداوند همان على ٧ است و خداوند بزرگ، خدايى است كه عالم را به على ٧ و اولاد او داده است. (فرهنگ فرق اسلامى، ص ٤٢٤ و ٤٢٥ به نقل از الفقر المفترقه، ص ٤٣، اعتقادات فخر رازى، ص ٧٢، المقالات و الفرق، ص ٢٣٨ و تبصرة العوام، ص ٧٦).
[٤] جبريّه معتقدان به جبر و زور، كسانى هستند كه تمام افعال بندگان را به خداى تعالى نسبت مىدهند و براى بندگان او هيچگونه اختيارى قائل نيستند ... (فرهنگ فرق اسلامى، ص ١٣٦).
[١] - به كتاب عدل الهى استاد شهيد مطهّرى مراجعه شود.