شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٢١ - نكته
توسعا من غير حاجة إلى تقدير مضاف، چون بديهى است كه هر موجودى از ممكنات از لوح و قلم و عرش و كرسى و آسمانها و زمينها و ما فيها از ملك و جن و آدم و حيوانات و نباتات دلالت دارد به اين كه موجدى است كه به او وجود داده كه او واجب الوجود است و يا منتهى شود به واجب الوجود.
|
به هر جا بنگرم كوه و در و دشت |
نشان از روى زيباى تو بينم[١] |
|
چو دور و تسلسل هر دو محال است، چنانچه در محلّ خود ثابت شده است.
«سَنُريهِمْ آياتِنا فيِ الاْفاقَ وَ في انْفُسِهِمْ حَتّى يَتَبَيَّنَ لهم انَّهُ الْحَقُّ»، [١] چو وجود انسان داراى مرتبه جامعيّت و نسخه عالم كبير است و حادث است پس دلالت دارد وجود او بر وجود مبدأ و علم او بر علم مبدأ و قدرت او بر قدرت مبدأ و اراده او بر اراده مبدأ و اختيار او بر اختيار مبدأ و حيات او بر حيات مبدأ.
|
«و في كل شيئى له آية |
تدل على انه واحد» [٢] |
|
و مراد از آيه، وجود آن شىء است كه دلالت كند بر آنكه واجب الوجود صرف وجود است.
صرف الشيء لا تركيب فيه و لا منتهى له چنان كه گويد:
|
هر گياهى كه از زمين رويد |
وحده لا شريك له گويد [٣] |
|
نكته:
تغيير اسلوب در اين فقره بنا بر اين وجه ترقّى است از آثار معدودى كه در فقرات سابقه ذكر شده است به اين كه معرفت او به وجود هر موجودى حاصل شود چه همه مصنوع او است. مصنوع بى صانع تحقّق نگيرد نه گمان شود كه مثل طلوع صبح و
______________________________ [١] فصّلت- ٥٣: به زودى نشانههاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مىدهيم تا آشكار گردد كه او حق است.
[٢] ميبدى، كشف الاسرار، جلد ١- ٤٣٦ برخى اين بيت را از أبو العتاهيه دانستهاند (آداب الصّلاة امام خمينى، ص ٢٦٠) يعنى در هر چيز خدا را آيتى است كه دلالت دارد بر اين كه او يكتا است.
[٣] زيرا كه هر موجودى از حيوان و نبات و غيره نشانهاى از صانع يگانه است و دليلى بر وجود خداى يكتا است.
[١] - از دو بيتىهاى بابا طاهر.