شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٢٠ - نكته
كه از شعله زدن آن ضياء حاصل بود كه قرآن و مرتبه علويّه باشد. «آمِنُوا بِهِ وَ بِالنُّورِ الَّذى انْزِلَ مَعَهُ» [١] و نور ولايت در باطن ضوء نبوّت بود پس تحقق گرفت به تنزّل اين ضياء كريمه «وَ اشْرَقَتِ الاْرْضُ بِنُورِ رَبِّها».[١] بطن البطن: مراد از شمس، عقل كل است كه شمع محفل عالم جبروت است و مراد از نورى كه با ضياء او متنزّل شده است، نفس كلّيّه است كه ظلّ اوست و شمع محفل عالم ملكوت است چنانكه شمس عالم ملك هم ظلّ اوست كه شمع اين دودمان است پس تمام عوالم روشن است به ضياء عقل كل كه باطن حضرت ختمى مرتبت است ٦.
|
عباراتنا شتىّ و حسنك واحد |
و كل إلى ذاك الجمال يشير [٢] |
|
نكته:
بدان كه اعاده حرف ندا و كلمه موصول را در فقره آتيه به جهت آن است كه تبديل فرمود سياق را از وضعى به وضعى و توصيف را از نوعى به نوعى و عجز را از سجعى به سجعى و اين تغيير اسلوب در كلام روا نباشد نزد فصحاء سيّما كسى كه خالق فصاحت است الاّ به جهت انتقال توجّه از طور معنايى به طور آخرى و وجه انتقال مختلف شود با اختلاف مراد و إن شاء الله وجوه آن در ذيل مرادات به نحو اختصار بيان خواهد شد، هر سخن جايى و هر نكته مكانى دارد.
يا من دلّ على ذاته بذاته، بيان اين كلمه شريفه به چهار مرتبه بايد نمود كه هر مرتبه دوّمى، باطن سابق او باشد و غيب او.
وجه اوّل، وجه ظاهرى: معنى بذاته به آثار ذاته يا از جهت تقدير مضاف يا از جهت آنكه آثار چون از ناحيه ذات است، صحيح است اسناد ما حقه ان يستند إلى الاثر إلى الذات
______________________________ [١] اقتباس از تغابن- ٨: آيه مباركه چنين است: «آمِنُوا بِاللَّهَ وَ رَسُولِهِ وَ النّورِ الَّذى انْزَلْنا» يعنى به خدا و رسول او و نورى كه نازل كرديم، ايمان بياوريد.
[٢] الفاظ و عبارات ما مختلف و متفاوتند ولى زيبايى تو يكى است و همه آن عبارات گوناگون به همان جمال و زيبايى تو اشاره دارد. ميبدى در مقدّمه «شرح ديوان منسوب به على ٧» در اين شعر به جاى «ذاك الجمال» ذات الجبال نقل كرده است.
[١] - زمر- ٦٩: و زمين( در آن روز) به نور پروردگار روشن مىشود.