شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٨٨ - بيان اجمالى في حسب المصطفوى
يعنى: اى كسى كه مأمول و مرجو است از براى هر مطلب مشكلى و مطلب آسانى از منافع دنيوى و اخروى.
بك انزلت حاجتى، يعنى به تو به تنهايى نه به تو و غير تو پس قصر افراد است يا به تو نه به غير تو فرود آوردم حاجت خودم را پس قصر قلب باشد چون تقديم ما حقّه التاخير يفيد الحصر و القصر، و قصر يا قصر افراد است يا قصر قلب و هر دو در اين مقام رواست اگر چه انسب قصر قلب است. [١] بدان كه عمده غرض در ادعيه وارده به جهت رسيدن به مطالب و حاجات و فرود آوردن حاجات به درگاه او تذكّر اسماء و صفات اوست و كثرت تذكّر است تا قلب مزيّن به اسماء و صفات او گردد و اسم و رسم غير او در او راه نيابد پس تذكار اسماء و صفات او مطلوب بالذّات است و غرض اقصى است از اين ادعيه، و ذكر حوائج و مطالب و طلب كردن آنها را از او چون وسيله است براى ذكر او و بهانه است پس نيل به مطالب مطلوب تبعى است نه آنكه امر به عكس باشد مثل دعا خواندن امثال حقير كه غرض اقصى نيل مراد است يا دنيوى يا اخروى و ذكر حق به اسمائه و صفاته بالتبع مىشود. لكن غرض ائمّه : همان نحو اوّل است كه انزال حوائج به درگاه او بهانه ذكر اوست و به ياد او بودن است.
|
خوشتر آن باشد كه وصف دلبران |
گفته آيد در حديث ديگران[١] |
|
فلا تردّنى من سنى مواهبك خائبا.
يعنى: رد مكن من را از عطاى رفيعه خود نااميد، كه مراد توفيق دوام ذكر است و
______________________________ [١] قصر، عبارت است از تخصيص چيزى به چيزى كه اوّلى را مقصور و دوّمى را مقصور عليه گويند كه به لحاظ واقع و حقيقتش دو قسم است: حقيقى و اضافى و به اعتبار طرفين نيز بر دو قسم است: قصر صفت بر موصوف و قصر موصوف بر صفت و امّا قصر اضافى در هر دو صورتش بر حسب حال مخاطب بر سه قسم است: قصر افراد كه بر ردّ اعتقاد مخاطب بر شركت مىآورند، مثل: انما الله اله واحد، قصر قلب كه بر ردّ حكم مخاطب مىآيد، مثل ما سافر الاّ علىّ در مقابل كسى كه معتقد است خليل مسافر است نه علىّ، قصر تعيين كه در برابر مخاطب مردّد مىآورند، مثل: الارض متحركة لا ثابتة، در صورتى كه مخاطب در بين متحرّك و ثابت بودن زمين مردّد بوده است. در متن همان طورى كه نظر مؤلّف قدس سره است، قصر قلب مناسبتر است.
[١] - مثنوى معنوى، دفتر اوّل، ص ٥، سطر ١٢.