شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٢٤ - نكته

گردد، خانه به آفتاب روشن شود و آفتاب به خود روشن است و وجود نور حقيقى است چنانچه در لسان شرع و اشراقيّين از حكما تعبير از وجود به نور كنند و ضرورى است كه اگر اختلافى و كثرتى در نور حاصل شود يا از جهت شدّت و ضعف است كه اين اختلاف منشأ اختلاف قوابل است در قرب و بعد از منوّر و قلّة و كثرة واسطه چنانچه در نور عرضى محسوس است چون روشنى صحن خانه كه مقابل شمس است با روشنى ايوان و حجره و مخزن حجره يكى نباشد، يعنى مختلفند در شدّت و ضعف و لو همه از يك سنخند، يا از جهت اختلاف قوابل است در سعه و ضيق و حدود، مثل مختلف بودن آفتاب به اختلاف محل در سعه و ضيق سائر حدود و الاّ در حقيقت نور و وجود اختلافى و تكثّرى نخواهد بود اگر قطع نظر از قوابل و مراتب شود. [١]

چون كه بى‌رنگى اسير رنگ شد

موسئى با موسئى در جنگ شد[١]

كنگره ويران كن از اين منجنيق‌

تا رود فرق از ميان اين فريق‌[٢]

چون نماند خانه‌ها را قاعده‌

مؤمنان مانند نفس واحده‌[٣]

«مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكوةٍ فيها مِصّباحٌ الْمِصْباحُ في‌ زُجاجَةٍ الزُّجاجَةِ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّىٌ ...». [٢] اين‌ها كه دانسته شد پس گوييم اشد و اعلاترين مرتبه وجود كه مصداق تام مفهوم وجود است كه لا يشذها وجود يا ممكن است يا واجب، نشايد كه ممكن باشد چون معنى امكان وجود، تعلّق و ربط به غير است كه اگر آن غير نباشد، او نخواهد بود، مثل آفتاب كه اگر شمس نباشد، آفتاب نخواهد بود [٣] پس اگر حقيقت وجود ممكن باشد، بايد در

______________________________ [١] قوابل يا ماهيات چون (من حيث هي هي لا موجودة و لا معدومة) در حقيقت چيزى نيستند و اگر تكثّرى است از ناحيه تكثّر قوابل و ماهيات است و اگر نه وجود واحد مقول به تشكيك است.

[٢] نور- ٣٥: مثل نور خدا همانند چراغ‌دانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گيرد، حبابى شفّاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان.

[٣] مقصود از آفتاب ظاهرا ضوء و نور خورشيد است كه وابسته به خورشيد است، بديهى است كه تا خورشيد نباشد، ضوئى در كار نيست.


[١] - پاورقى صفحه ١٥، شماره ٣.

[٢] - مثنوى معنوى، دفتر اوّل، ص ١٦، سطر ٢٠.

[٣] - همان مدرك، دفتر چهارم، ص ٢٢٣، سطر ٨.