شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٥٥ - بيان اجمالى في حسب المصطفوى

عبارت اخرى هر عملى در دو طرف وجود و عدم او ملكى و شيطانى موكّل است مثلا به فعل صلوة ملكى موكّل و به ترك او شيطانى موكّل است و به فعل زنا شيطانى موكّل و به ترك او ملكى موكّل است و هكذا پس هرگاه خطور نمود در قلب عمل خيرى عقل حكم كند به ايجاد آن عمل و ارائه كند آن ملك محاسن و مثوباتى كه مترتّب بر آن عمل مى‌شود و نفس حكم كند به ترك آن عمل و وسوسه نمايد شيطانى كه موكّل بر ترك او است، كه اين عمل ضرر دارد بر تو و از كجا كه آن ثوابها راست باشد، و بر فرض آنكه راست باشد، از كجا كه اين عمل مقبول خدا باشد پس اگر عقل غالب شد، آن شيطان كشته شود و همچنين تا آخر، تا شياطين از او فرار يا كشته شود و نفس را عقل اسير كند و به افعال خود او را مؤدّب كند تا چموشى و سر جنباني بالكليّة از او برود پس لوّامه شود، بعد از آن مطمئنّه شود، پس از اين راضيه، بعد از آن مرضيّه شود، و اگر نفس با عقل نبود، اين ترقيات حاصل نبود و اگر خداى ناكرده نفس غلبه نمود، در محارباتى كه سر زد، كم كم آن ملائكه‌ها فرار نمودند، يك دفعه هجوم آورند مملكت قلب را فرا گيرند و عقل را اسير كند آن وقت به سرير سلطنت بنشيند. به مشيّتهاى خود عمل كند انسان را بكشد تا أسفل السّافلين و در هر ورطه گير كند به تدبير و حيله خلاصى را نداند، به عقل رجوع كند و از او ياد بگيرد و هر تدليس و حيله‌اى كه به كارش آيد و اگر عقل در انسان اسير و محكوم نفس نمى‌بود، اين قدر تنزّلات براى انسان رخ نمى‌نمود. نهايت مثل ساير حيوانات بود پس بل هم اضلّ، چرا؟ پس سزاوار است كه در اين جنگ و جدال كه جهاد اكبر است، استنصار از حق كند و اگر شخص در اين جنگ مغلوب و كشته شد، ميّت ابدى خواهد بود به خلاف جهاد اصغر كه اگر شخص كشته شود، حيات ابدى‌ «بَلْ احْياءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» [١] و لعل يك وجه اصغر بودن اين جهاد اين است كه مطلوب حاصل شود. على اىّ حال چه كشته شود شخص و چه غالب شود لهذا امرش سهل است و امّا جهاد با نفس مطلوب در او غالب شدن است و مغلوب شدن از بد، بدتر است لذا تحصيل يك طرف خيلى سخت و مشكل است و وجوه ديگر هم بر اكبريّت اين جهاد هست لكن‌

______________________________ [١] آل عمران- ١٦٩: بلكه آنها زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند.