پنج رساله اعتقادى - الخواجة نصير الدين الطوسي؛ العلامة الحلي؛ الشيخ البهائي؛ عزّالدين الآملي - الصفحة ٥٥٣ - ركن دوم در بيان عدل

[٢٣] مسأله: خداى تعالى عادل و حكيم است، يعنى افعال وى همه حسن است و فعل قبيح يعنى بد نمى‌كند چون ظلم و كذب و خلف وعده و مانند آن نمى‌كند و از وى صادر نمى‌شود، و خلل به واجب نمى‌كند يعنى آنچه لايق حكمت اوست چون فرستادن پيغمبران، و كتاب، و ثواب دادن مطيعان، و وفا كردن وعده‌ها آن را مى‌كند و خلاف آن نمى‌كند، زيرا كه فعل قبيح و خلل به واجب نقص است، و خداى تعالى منزّه است از نقص، زيرا كه ناقص خداى را نشايد.

ديگر آنكه فعل قبيح و خلل به واجب كسى كند [كه‌] جاهل باشد يا محتاج باشد به آن، و خداى تعالى جاهل نيست و عالم است به جزئيات و كلّيات، و محتاج نيست نه در ذات و نه در صفات، پس فعل قبيح و خلل به واجب نكند.

ديگر آنكه اگر جائز باشد كه فعل قبيح از خداى تعالى صادر شود اعتماد بر وعد و وعيد وى نمانند و اثبات نبوت أنبياء نتوان كرد.

ديگر آنكه قرآن دلالت مى‌كند بر آنكه خداى تعالى فعل قبيح نمى‌كند، چنانكه فرمود: (وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ)[١]

يعنى پروردگار تو ظلم نمى‌كند بر بندگان خود

و فرمود: (وَ لا يَرْضى‌ لِعِبادِهِ الْكُفْرَ)[٢] يعنى خداى تعالى بر كفر بندگان راضى نيست و از اين اينجا ظاهر شد كه قول اشاعره باطل است، و چون ثابت شد كه خداى تعالى فعل قبيح نمى‌كند، ظاهر شد كه اراده قبيح نمى‌كند، زيرا كه اراده قبيح نيز قبيح است.

[٢٤] مسأله: هر فعلى كه خداى تعالى مى‌كند به جهت حكمتى و غرض و فايده مى‌كند، زيرا كه اگر بى فايده و غرض و حكمت باشد عبث باشد، و عبث قبيح است، و خداى تعالى قبيح نكند چنان كه گذشت‌

و نيز در قرآن فرمود كه: (أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً)[٣] يعنى شما پنداريد و گمان بريد كه شما را عبث و بى فايده آفريديم؟ بلكه از براى فايده آفريديم.

اما مى‌بايد دانست كه آن فايده راجع به بندگان مى‌شود زيرا كه خداى تعالى در ذات و در صفات غنى است و محتاج نيست.

[٢٥] مسأله: أفعال بندگان از خير و شر همه از بندگان صادر مى‌شود به اراده و اختيار ايشان، كه اگر أفعال بندگان از خداى تعالى صادر شود و بندگان را قدرت و اختيار نباشد، چنانكه اشاعره مى‌گويند، لازم كه فرق نباشد ميان افتادن كسى از بلندى و به زير آمدن از آنجا


[١]. فصلت: ٤٦

[٢]. الزمر: ٧

[٣]. المؤمنون: ١١٥