پنج رساله اعتقادى - الخواجة نصير الدين الطوسي؛ العلامة الحلي؛ الشيخ البهائي؛ عزّالدين الآملي - الصفحة ٥٥٥ - ركن سوم در بيان نبوت يعنى پيغمبر

ركن سوم در بيان نبوّت يعنى پيغمبر

و پيغمبر آن انسانى است كه خبر دهد از خداى تعالى، و در ميان خدا و آن انسان واسطه بشرى نباشد.

[٢٨] مسأله: فرستادن پيغمبران حقّ است، و لطف واجب است بر خداى تعالى، پس فرستادن پيغمبران واجب باشد بر خداى تعالى.

اما آنكه فرستادن پيغمبر لطف ظاهر است، زيرا كه چون در ميان مردم كسى باشد كه مؤيّد باشد از نزد خداى تعالى به معجزات و آيات، و از براى ايشان حلال و حرام، و خير و شر، و طاعت و معصيت را بيان كند از خداى تعالى، و ايشان را امر و نهى كند، البته به طاعت نزديك‌تر و از معصيت دورتر خواهند بود، پس فرستادن پيغمبران لطف باشد. و امّا آنكه لطف بر خداى تعالى واجب است گذشت، پس فرستادن پيغمبران واجب باشد.

[٢٩] مسأله: واجب است كه پيغمبر معصوم باشد از همه گناهان، كبيره و صغيره، عمدا و سهوا، پيش از نبوت و بعد از نبوّت، از أوّل عمر تا آخر عمر.

و عصمت صفتى است كه خداى تعالى از لطف بنده خود را خبر مى‌دهد تا آن بنده ميل و قصد نكند به سوى فعل معصيت و ترك اطاعت، با آنكه بنده قادر باشد بر فعل معصيت و ترك طاعت.

و دليل بر وجوب عصمت پيغمبران آن است كه اگر معصوم نباشد اعتماد بر إخبار و أمر و نهى و وعد و وعيد او نماند، و كسى او را تمكين نكند، و به اقوال و افعال او اعتماد نكند، و از دلهاى مردم ساقط و پست گردد، و آنچه از خداى تعالى خبر دهد مقبول نيفتد، پس فرستادن وى عبث شود، و لازم آيد كه خداى تعالى فعل عبث كرده باشد در فرستادن وى، و عبث بر خداى تعالى روا نيست. پس عصمت پيغمبران واجب باش.

و از اينجا ظاهر شد كه آنچه مخالفان مى‌گويند كه عصمت پيش از نبوت، و از صغيره در حال نبوت سهوا شرط نيست باطل است.

و بعضى مخالفان گويند: كه معصوم بر فعل معصيت و ترك طاعت قادر نيست.

و اين قول باطل است، زيرا كه اگر معصوم را قدرت بر فعل معصيت و ترك طاعت نباشد مكلف نباشد، و او را به ترك معصيت و فعل طاعت ثواب نباشد، و اين اعتقاد اختيار نمى‌كند الّا كسى كه ايمان و عقل ندارد.

[٣٠] مسأله: واجب است كه پيغمبر منزّه باشد از عيوب خلقى مثل كورى و كرى و غير آن، و از رذايل خلقى چون كج خلقى و بخل و بددلى و امثال آن، و از نقائص فعلى مثل صفت حياكت و حجامت و مانند آنكه، اگرنه چنين باشد او را و افعال و اقوال او را اعتبار نكنند،