پنج رساله اعتقادى - الخواجة نصير الدين الطوسي؛ العلامة الحلي؛ الشيخ البهائي؛ عزّالدين الآملي - الصفحة ٥٥٩ - ركن چهارم در بيان امامت
و نصّ خدا را از قرآن، و حديث پيغمبر ٦، و قول امام سابق، و دعوى امامت به اظهار معجز معلوم مىتوان كرد، زيرا كه معجز فعل خدا است كه ظاهر مىشود از دست آن امام، پس چون از دست آنكس كه دعوى امامت مىكند ظاهر شود معلوم شود كه راست مىگويد، و خداى تعالى او را امامت داده است.
[٣٩] مسأله: امام به حقّ بعد از حضرت پيغمبر- صلى اللّه عليه و آله- بلا فصل حضرت أمير المؤمنين عليّ بن أبى طالب ٧ [است]، زيرا كه امام مىبايد كه معصوم باشد چنانكه گذشت، و معصوم امير المؤمنين على بود نه آنها كه سنيّه و عباسيّه دعوى امامت ايشان كردند.
[٤٠] مسأله: آنكه امام مىبايد كه منصوص باشد، و منصوص حضرت امير المؤمنين على بن أبى طالب ٧ بود، چنانكه خداى تعالى فرموده كه: (إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)[١] يعنى حاكم شما خدا است، و رسول خدا، و آن كسان كه نماز را به پاى مىدارند و در حالت ركوع زكاة به مستحق دادن. مفسّران قرآن از موافق و مخالف اتفاق كردهاند كه حضرت امير المؤمنين على بن أبى طالب ٧ در حالت ركوع انگشترى به سائل داد و اين آيه در حق او نازل گشت به جهت آن تصدّق، و غير از آن حضرت هيچ كس اين كار نكرد.[٢]
ديگر حضرت رسالتپناه- صلى اللّه عليه و آله- فرمود در غدير خم: (من كنت مولاه فهذا على مولاه)[٣] يعنى هركه را من حاكم و مهتر او باشم بر وى نيز على حاكم باشد.
و نيز فرمود كه: (أنت منّي بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه نبىّ بعدى) يعنى مرتبه تو اى على نسبت به من به منزله مرتبه هارون است نسبت به موسى اما بعد از من پيغمبرى نخواهد بود، يعنى هر مرتبه كه حضرت هارون داشت تو نيز دارى غير از نبوّت كه بعد از من نخواهد بود، يعنى هر مرتبه كه حضرت هارون داشت تو نيز دارى غير از نبوّت كه بعد از من نخواهد بود، و اگر مىبود تو مىبودى. و ظاهر است كه هارون خليفه و وزير و نائب مناب و قائم مقام حضرت موسى- على نبينا و ٨- و مفترض الطّاعة بود، پس حضرت امير المؤمنين عليّ ٧ نيز خليفه، و وزير، و نائب مناب، و قائم مقام حضرت پيغمبر- صلى اللّه عليه و آله- بود، و مفترض الطاعة باشد. و چون اين مراتب آن حضرت را
[١]. المائدة: ٥٥
[٢]. اجماع مفسرين اسلام بر اين است كه شأن نزول اين آيه واقعه صدقه دادن على بن أبى طالب ٧ در هنگام ركوع بودن است.
[٣]. حديثى است كه شيعه و سنى بر صدور آن از پيامبر٦ درباره على( ع) اجماع نمودهاند، و درباره راويان و معانى الفاظ آن كتابها و رسالههاى فراوانى نوشته شده است، براى آگاهى بيشتر در اين باره به اثر جاودانه مرحوم علامه امينى( ره)( الغدير في الكتاب و السّنة) مراجعه شود.