پنج رساله اعتقادى - الخواجة نصير الدين الطوسي؛ العلامة الحلي؛ الشيخ البهائي؛ عزّالدين الآملي - الصفحة ٥٥١ - فصل سوم در صفات سلبيه

فاسد است.

[١٧] مسأله: خداى تعالى در محل نيست، و حلول بر وى روانيست، و حلول آن است كه چيزى در چيزى در آيد بر وجهى كه اگر آن چيز ديگر نباشد آن چيز ديگر نيز نتواند بود. چون رنگ و بوى و طعم كه در جسم حلول كند، زيرا كه اگر خداى تعالى در محل بودى، و حلول بر وى روا بودى، لازم آيد كه خداى تعالى در وجود خود محتاج بودى به آن محل و او را بى آن محل وجود و هستى نبودى، پس خداى تعالى ممكن الوجود بودى و اين باطل است، زيرا كه واجب الوجود است، پس در محل نباشد و حلول بر وى روا نباشد.

و از اينجا معلوم شد كه قول حلوليّه يعنى آنها كه حلول بر خداى تعالى جائز مى‌دانند چون بعضى صوفيّه كه مى‌گويند خداى تعالى حلول مى‌كند در دلهاى اهل عرفان، و قول نصارى كه مى‌گويند خداى تعالى حلول كرده در عيسى- ٧- باطل است.

[١٨] مسأله: لذت و ألم بر خداى تعالى روا نيست، زيرا كه لذت دريافتن چيزى است كه موافق مزاج باشد، و ألم دريافتن چيزى است كه مخالف مزاج باشد، و مزاج مستلزم جسميت است. پس اگر لذت و ألم بر خداى تعالى روا باشد لازم آيد كه خداى تعالى جسم باشد، و ثابت شد كه خداى تعالى جسم نيست، پس لذت و ألم بر وى روا نباشد.

[١٩] مسأله: خداى تعالى محلّ حوادث نيست، يعنى روا نيست كه حوادث باشد مثل حركت و سكون و قيام و قعود و مانند آن در خداى تعالى حلول كند، زيرا كه اگر حوادث در وى حلول كند متغير شود، و هرچه متغير شود ممكن الوجود باشد، و خداى تعالى واجب الوجود است، پس محلّ حوادث نباشد.

[٢٠] مسأله: خداى تعالى ديدنى نيست، و ديدن به چشم به او تعلق نمى‌گيرد نه در دنيا و نه در آخرت، زيرا كه هرچه ديده مى‌شود مى‌بايد كه در مكان و در جهت باشد، و خداى تعالى در مكان و در جهت نيست، پس ديده نشود.

و ديگر خداى تعالى فرموده: (لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ)[١] يعنى هيچ چشم او را در نمى‌يابد و نمى‌بيند. و فرمود: (لَنْ تَرانِي) يعنى هرگز مرا نخواهى ديد اى موسى.

[٢١] مسأله: اشاعره كه پيشوايان مذهب سنّيان‌اند مخالف كردند در اين مسأله با خداى تعالى، با أنبياء و اولياء و جميع علماء و عقلاء از أهل شرع و حكماء، انكار عقل و نقل كرده گفتند كه خداى تعالى ديدنى است در آخرت، و مؤمنان او را خواهند ديد، و چون بطلان‌


[١]. الانعام: ١٠٣