پنج رساله اعتقادى - الخواجة نصير الدين الطوسي؛ العلامة الحلي؛ الشيخ البهائي؛ عزّالدين الآملي - الصفحة ٥٤٨ - فصل دوم در بيان صفات ثبوتيه
[٥] مسأله: خداى تعالى حىّ است، يعنى زنده است زيرا كه اگر حىّ نبودى، قادر و عالم نبودى، و حال آنكه ثابت شد كه قادر و عالم است، پس حىّ باشد.
[٦] مسأله: خداى تعالى مريد است، يعنى داناست به مصلحت فعل، و كاره است يعنى داناست به مصلحت ترك فعل، زيرا كه خداى تعالى تخصيص كرد فعل خود را به وقت خاص و تخصيص كرد ترك فعل خود را به وقت ديگرى و حال آنكه قادر است بر فعل و ترك در همه اوقات، پس تخصيص فعل را به آن وقت خاص و تخصيص ترك را به آن وقت ديگر سببى مىبايد كه موجب اين تخصيص باشد، و اين سبب نيست الا اراده و كراهت است، پس خداى تعالى مريد و كاره باشد.
ديگر آنكه ثابت شد كه خداى تعالى عالم است به همه چيزها، پس عالم باشد به مصلحت فعل و مصلحت ترك فعل، پس خداى تعالى مريد و كاره باشد.
ديگر آنكه خداى تعالى أمر كرده بندگان را به طاعت و نهى كرده از معصيت، و أمر دلالت مىكند بر اراده و نهى دلالت مىكند بر كراهت، پس خداى تعالى مريد و كاره باشد.
[٧] مسأله: خداى تعالى مدرك است، يعنى عالم است به مدركات، و مدركات آن چيزهاست كه دريافته شود به يكى از حواس.
و سميع است، يعنى داناست به مسموعات و مسموعات آن چيزهاست كه آن را شنوند.
و بصير است، يعنى عالم است به مبصرات يعنى چيزهايى كه آن را ببينند، زيرا كه ثابت شد كه خداى تعالى عالم است به جميع معلومات، و از جمله مدركات معلومات و مسموعات و مبصرات است، پس مدرك و سميع و بصير باشد.
ديگر آنكه قرآن دلالت مىكند بر آنكه خداى تعالى مدرك و سميع و بصير است، چنانكه: (وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ)[١] يعنى خداى تعالى داناست به ديدنيها، چنانكه فرموده: (وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ)[٢] يعنى خداى تعالى مىداند آنچه آن را مىبيند.
[٨] مسأله: خداى تعالى متكلم است، يعنى آفريننده حرفهاست در جسم جامد، چنانكه حروف [ى] چند در درخت زيتون آفريد تا با موسى كليم الله- على نبيّنا و ٧- سخن گفت.
و دليل بر آنكه خداى تعالى متكلم است آن است كه آفريدن حروف در جسم جامد ممكن است، خداى تعالى قادر است بر همه ممكنات، پس قادر باشد بر ايجاد حروف در جسم جامد، و خداى تعالى در قرآن خبر داده كه (وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً)[٣] يعنى خداى
[١]. الانعام: ١٠٣
[٢]. الشورى: ١١
[٣]. النساء: ١٦٤