پاداش نيکيها و کيفر گناهان (ترجمه ثواب الأعمال شيخ صدوق) - مجاهدي، محمد علي - الصفحة ٥٣٤ - كيفر قدريها و خود مختارها
همسايگى من مردى است كه به هر چه حرام است دست مىيازد، تا جايى كه نماز نمىخواند! امام عليهم السّلام فرمود: سبحان اللَّه! و گناه او را بس بزرگ شمرد و فرمود: آيا مىخواهى از او بدتر را به تو معرّفى كنم؟ عرض كردم: آرى، فرمود: دشمن ما اهل بيت (به مراتب) از او بدتر است.
كيفر قدريها و خود مختارها[١]
[١] قدريّه به فرقهاى گفته مىشود كه معتقد بودند انسان در كارهاى خود به كلى مختار است و خداوند اختيار كارهايش را به او سپرده است و خداوند نقشى در آن ندارد! اين مسلك فكرى در زمان بنى اميّه رواج گرفت و نوشتهاند كه معاويه و يزيد به اين مسلك گرويدند و از اين رو خود را« فعّال ما يشاء» مىدانستند و هر چه مىخواستند انجام مىدادند! و در واقع اين مسلك را مستمسك كارهاى زشت خود قرار داده بودند و گر نه بويى از اعتقاد- و لو اعتقاد به يك مسلك فكرى- به مشامشان نخورده بود. بعدها همين مسلك، راهگشاى معتزله شد و مسلكى خلاف آن در روياروئى با آن پايهگذارى كردند كه به مسلك تفويض شهرت يافت و معتقد بودند كه انسان از خود اختيارى ندارد! گويند كه مردى به محضر امام صادق ٧ شرفياب شد و عرض كرد: همسرى دارم كه قدرى مسلك است.
حضرت فرمود: از او بپرس: آيا مىتوانى فقط خاطرات خوش زندگى را به ياد بياورى و خاطرات تلخ را به دست فراموشى بسپارى؟! اگر گفت: نه! معلوم مىشود كه از عقيدهاش دست برداشته است و آنچه را كه نمىخواهد به ياد آورد( ديگرى) آن را به خاطرش مىاندازد، و اگر گفت: آرى! ديگر با او سخن مگوى كه مدّعى خدايى شده است!( رك؛ معارف و معاريف، ج ٤/ ص ١٧٦٤ و ١٧٦٥).