پاداش نيکيها و کيفر گناهان (ترجمه ثواب الأعمال شيخ صدوق) - مجاهدي، محمد علي - الصفحة ٥٣٠ - كيفر دشمن و منكر امير مؤمنان على
(١) ١٦- ميسّر نقل كرده است كه: به خدمت امام صادق ٧ شرفياب شدم و عرض كردم:
فدايت گردم! همسايهيى دارم كه فقط با صداى او بيدار مىشوم، گاهى به تلاوت قرآن مشغول است و آيات آن را تكرار مىكند و مىنالد و مىگريد، و گاهى به نيايش و تسبيح خداوندى سرگرم مىشود، من در باره او در پنهانى و آشكارا پرسيدم، در پاسخ من گفتند كه: خود را به حرام نمىآلايد و از همه محرّمات پرهيز مىكند.
امام ٧ به من فرمود: اى ميسّر! آيا او اعتقاد تو را دارد؟! (ولايت و امامت را پذيرفته است؟) عرض كردم: خدا (به احوال او) داناترست. ميسّر مىگويد: سال آينده من توفيق زيارت بيت اللَّه الحرام را پيدا كردم در باره او بسيار كنكاش و كاوش كردم و فهميدم كه نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام هيچ معرفتى ندارد. (پس از مراجعت از سفر حج) آنچه را كه در باره آن مرد شنيده بودم به خدمت امام صادق ٧ عرض كردم امام ٧ دوباره سؤال سال قبل را تكرار كردند و از من پرسيدند:
آيا به آنچه تو باور دارى، او هم اعتقاد دارد؟! عرض كردم: نه! فرمود: اى ميسّر! كدام قسمت زمين (در نزد خدا) حرمت بيشترى دارد؟ عرض كردم: خدا و رسول