پاداش نيکيها و کيفر گناهان (ترجمه ثواب الأعمال شيخ صدوق) - مجاهدي، محمد علي - الصفحة ٥٤٨ - كيفر كسى كه حسين بن على
(١) ٥- شريك- بىآنكه از راويان پيش از خود نام ببرد- از رسول خدا ٧ روايت كرده است كه فرمود: چون روز قيامت فرا رسد،- دخترم- فاطمه به همراه جمعى از بانوانى- كه با او نسبتى دارند- قدم در محشر مىگذارند، و از جانب حق به او خطاب مىشود كه وارد بهشت شو! گويد كه: قدم در بهشت نمىگذارم، مگر آنكه بدانم پس از من بر سر فرزندم- حسين ٧- چه آوردند، به او خطاب مىشود كه: در ميانه محشر نگاه كن! و او حسين ٧ را مىنگرد كه به پا خاسته ولى سر در بدن ندارد،- دخترم- فاطمه (با ديدن اين صحنه دلخراش) شيون مىكند و من نيز با شنيدن شيون او، فرياد برآورم و بخروشم، و بر اثر ضجّه و بيقراريهاى ما، همه فرشتگان به فرياد آيند، و خداوند به خاطر بيتابى ما به قهر آيد و از سر خشم به نوعى از آتش (دوزخ) كه «هبهب» نام دارد و هزار سال (به امر خدا در آن) دميدهاند، لحظهاى از افروختن باز نمانده است و هيچ غم و اندوهى از (گرفتاران به) آن جدا نمىشود فرمان مىدهد كه قاتلان حسين را- اگر چه حاملان قرآن باشند- در كام خود فرو كشد، و چون چنين كنند به خروش آيد و آنان نيز خروشيدن آغاز كنند، با نعره او هم آوا شوند و با غرّش او در غرّش آيند، آنگاه سخن در آيند و با زبانى گويا و كلامى رسا (به ناله در آيند) كه: پروردگارا! چرا پيش از آنكه بت پرستان را به اين آتش (هبهب) كيفر دهى، به عقوبت ما پرداختى و آن را بر ما چيره ساختى؟! به آنان از