اخلاق اقتصادى - الهام نیا؛ وفا؛ مقدس نیا - الصفحة ١٣٦ - زهد و فضيلت آن
«أِنْ ارَدْتَ انْ يُحِبَّكَ اللَّهُ فَازْهَدْ فِىالدُّنْيا»[١]
اگر مىخواهى خداوند تو را دوست بدارد، در دنيا زاهد باش.
پر واضح است كسى كه خداوند اورا دوست بدارد، در بالاترين درجات خواهد بود، و از اين رهگذر مىتوان گفت، زهد از بالاترين مقامات براى انسان آرمانخواه و هدفدار است. وعلى ٧ مىفرمايد:
«الزُّهْدُ اصْلُ الدّينِ»[٢] زهد، اصل و ريشه دين است.
همچنين مىفرمايد:
«عَلَيْكَ بِالزُّهْدِ فَانَّهُ عَوْنُ الدّينِ»[٣] زهد داشته باش، بدرستى كه آن ياور ديناست.
زهد دو جنبه دارد، جنبه روانى و جنبه عملى.[٤]
بعد روانى زهد، عدم دلبستگى به دنيا و مظاهر آن است. بعد عملى زهد عبارت است از چشم پوشيدن از برخى مصارف و بهرهمنديها براى تأمين مصالح فردى و عمومى.
زهدى كه در حالات روحى انسان، متجلّى مىشود، از عاليترين صفات مؤمنان مىباشد كه درهمه حال وبراى همه كس، مطلوب است. زهد به اين معنا، آزاد شدن انسان از اسارت تمايلات نفسانى و مظاهر دنيوى است. رسيدن به درجات عالى كمال براى انسان ممكن نيست، مگر با راسخ شدن چنين روحيهاى در او، كه جاذبههاى مادى او را اسير نكرده و جهت نبخشد. در روايات متعدّدى[٥] آمده است كه زهد مورد نظر اسلام، در آيه زير خلاصه مىشود:
[١] - محجّة البيضا، ج ٧، ص ٣٥١.
[٢] - شرح غرر الحكم، ج ١، ص ١٣١.
[٣] - شرح غررالحكم، ج ٤، ص ٢٨٧.
[٤] - اقتباس از كتاب درآمدى بر اقتصاد اسلامى، ج ١، ص ٤٠٢ به بعد.
[٥] - بحارالانوار، ج ٧٠، باب الزهد و درجاته.