اخلاق اقتصادى - الهام نیا؛ وفا؛ مقدس نیا - الصفحة ١٣٧ - زهد و فضيلت آن
«لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ»[١]
تاآنكه بر آنچه از دست شما رفته است، تأسّف نخوريد و بدانچه به دست شما رسيده است، شاد نشويد.
بنابراين، زهد به معناى برخوردار نشدن از دنيا نيست، بلكه برخوردارى از دنيا و نعمتهاى الهى است به طريقى كه موجب غفلت انسان نگردد. چنانكه امام صادق ٧ مىفرمايد:
«لَيْسَ الزُّهْدُ فىِ الدُّنْيا بِاضاعَةِ الْمالِ وَ لا بِتَحْريمِ الْحَلالِ، بَلِ الزُّهْدُ فىِ الدُّنْيا انْ لا تَكُونَ بِما فى يَدِكَ اوْثَقُ مِنْكَ بِما فى يَدِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ»[٢]
د در دنيا ضايع كردن مال و حرام نمودن حلال نيست، بلكه زهد در دنيا به اين است كه اعتماد تو نسبت به آنچه در دستت مىباشد، بيشتر نباشد از اعتمادت نسبت به آنچه در دست خداوند عزوجل است.
با توجه به آنچه گذشت، اصل زهد، همين دلبسته نبودن به دنياست. البته پيدايش چنين خصلتى در انسان ونيز حفظ آن با تنعّم وبرخوردارى ازهمه لذايذ دنيا نمىسازد.
براى ايجاد روحيه عالى عدم دلبستگى به مظاهر دنيا و حفظ اين روحيه، لازم است انسان تحت شرايط خاصّى، از برخى مصارف و لذّات دنيا چشم بپوشد و زهد عملى جهت چنين تمرينى لازم است. برخى ازدلايل و شرايط ويژهاى كه زهد عملى را ايجاب مىكند، به شرح زير است:
١- كمتر مصرف كردن يا چشم پوشى از مصرف برخى اشياء، به جهت ندرت آنها نسبت به نيازمردم؛ تا اينكه زمينه استفاده ديگران فراهم آيد. دراين گونه زهد، انسان در مصرف خود، محدوديتهايى قائل مىشودتا ديگران در رفاه و آسايش بيشترى قرار گيرند.
٢- زهد مقام رهبرى: قرارگرفتن فرد در مقام رهبرى ايجاب مىكند زندگى
[١] - حديد، آيه ٢٣.
[٢] - بحارالانوار، ج ٧٠، ص ٣١٠.