اخلاق اقتصادى - الهام نیا؛ وفا؛ مقدس نیا - الصفحة ١٧ - رابطه اقتصاد واخلاق
عدالت، احسان، ايثار، منع دزدى، خيانت، رشوه، همه اينها در زمينه ثروت است و يا قسمتى از قلمرو اين مفاهيم ثروت است. تا حدودِ مسائل اقتصادى روشن نشود، حدود عدالت وامانت وعفّت و احسان و همچنين حدود دزدى و خيانت و رشوه روشن نمىشود.»[١]
مسائل اخلاقى به مقدار قابل توجّهى، تحت تأثير عوامل اقتصادى قرار دارند، ممكن است اين سخن براى بعضى از علماى اخلاق، گران آيد كه اين گونه مسائل معنوى چه ارتباطى مىتواند با مسائل اقتصادى داشته باشد؟ و چه رابطهاى بين مسائل مادّى و معنوى است؟!
ولى با توجّه به اين نكته تجربى و حسّى كه «نگهدارى مبانى اخلاقى همچون شهامت، صراحت، مناعت طبع، راستگويى، امانت، و استقلال شخصيّت، و ساير صفات نيكوى اخلاقى، براى يك انسان گرسنه، كار بسيار دشوارى است» جاى هيچ گونه شگفتى باقى نمىماند.
بطور مثال: وقتى اقتصاد يك مملكت، خوب باشد، مىتواند بخش مهمّى از درآمد خود را به مطالعات و تحقيقات فضايى اختصاص دهد و به اسرار عالم آفرينش بيشتر پى ببرد، يا وقتى اقتصاد كشورى خوب باشد، و درآمد ساليانه بيش از ميزان مخارج باشد، افراد مىتوانند مقدارى از وقت خود را صرف تحقيق علم و دانش نمايند، و يا علم و دانش را تشويق كنند، و سطح انديشه و فرهنگ جامعه را بالا ببرند، به عبادت و ستايش الهى و تهذيب اخلاق و كسب فضايل اخلاقى و بهداشت و سلامتى و حفظ نيروى بدنى خود بپردازند.
از اين رو مىتوان گفت:
اقتصاد و اخلاق با يكديگر رابطه نزديك و تنگاتنگ دارند.
[١] - نظام اقتصادى اسلام، ص ١٦، صدرا.