اخلاق اقتصادى - الهام نیا؛ وفا؛ مقدس نیا - الصفحة ٧٦ - ١ - شخصى
اسراف درمال
اموال به خداوند تعلّق دارد كه به رسم امانت به بشر سپرده وبراى بهرهبردارى صحيح از آنها دستوراتى داده است. شخصى به نام ابان بن تغلب مىگويد: امام صادق ٧ به من فرمود:
آيا گمان مىكنى، خدابه كسى كه ثروت عطا كرده، به خاطر احترام به او بوده، يا به كسى كه چيزى نداده به عنوان اهانت به او بوده است؟ نه، چنين نيست. مال، مال خداست وآن رابه عنوان امانت به شخصى مىسپارد واجازه داده كه بطور ميانهروى از آنها بخورد و بياشامد و لباس بپوشد و ازدواج كند وبر مركب سوار شود وزيادى آن مال را به فقرا داده و احتياجشان را رفع كند. پس هركس به اين دستور رفتار كند، آنچه را خورده وآشاميده و پوشيده و سوار شده وازدواج كرده، همه بر او حلال است واگر چنين نكرد تمام بر او حرام است. سپس آيه شريفه «وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» را تلاوت فرمود.[١]
ممكن است اسراف مال در دومورد شخصى و عمومى صورت گيرد:
١- شخصى:
اموال شخصى هر كس گرچه ملك اوست وبرآن تسلّط دارد، ولى مجاز نيست هر طور كه دلش بخواهد آن را مصرف كند؛ از جمله آن رانابود كرده، يا با اسراف و تبذير، فاسدش نمايد. اسلام در اموال شخصى امر به پرهيز از اسراف و تبذير كرده و حسن تدبير را مايه خيرو سعادت مىداند. «حسن تدبير» در امور زندگى به اين است كه انسان در خوراك، پوشاك، مسكن، انفاق و غيره نه سخت گير باشدو نه از حد معمول، تجاوز نمايد.
على ٧ پس از مراجعت از جنگ جمل، آگاه شد كه يكى از يارانش به نام «علاءبن زياد» بيمار و درخانه خود بسترى است. امام به عيادت او رفت. وقتى چشم حضرت به خانه وسيع او افتاد فرمود:
تو خانهاى به اين وسعت در دنيا براى چه مىخواهى؟! در حالى كه در آخرت به آن نيازمندترى.
[١] - مستدرك وسائل، ج ١٥، ص ٢٧٠.