اخلاق اقتصادى - الهام نیا؛ وفا؛ مقدس نیا - الصفحة ١٤ - ١ - طغيان و سركشى
شدنتان از مرض كبر و زكات را به منظور پالايش نفس و افزايش و بركت در روزىتان قرار داد.
٢- عزّت نفس:
انسانى كه از نظر اقتصادى در وضعِ خوبى به سر مىبرد، و بر اثر تلاش و زحمت، خود را از ديگران بى نياز مىكند، داراى عزّت و شرافت است.
امام صادق عليهالسّلام فرمود:
«يا عَبْدَاللَّهِ احْفَظْ عِزَّكَ. قالَ: وَما عِزّى جُعِلْتُ فِداكَ؟ قالَ: غُدُوُّكَ الى سُوقِكَ وَاكْرامُكَ نَفْسَكَ ...»[١]
اى بنده خدا عزّت خويش را حفظ كن. راوى سؤال كرد عزّتم چيست قربانت گردم؟
فرمود: صبح زود رفتن به بازار (و كار وتلاش) و در نتيجه گرامى داشتن خود.
ب- آثار منفى
همان طورى كه پيش از اين اشاره كرديم، مسائل اقتصادى، داراى آثار فراوانى است؛ اگر انسان توجّه نداشته باشد، و آنگونه كه دين اسلام دستور داده است، حركت نكند، باعث ايجاد رذايل اخلاقى فراوانى در نفس او مىشود كه به چند نمونه اشاره مىكنيم:
١- طغيان و سركشى:
ثروت، انسان را از ديگران بى نياز مىسازد، وبى نيازى از ديگران بطور معمول اين تصوّر نادرست را در فرد به وجود مىآورد كه در هرچيز از ديگران بى نياز است. از اين رو، در برابر ديگران سركشى مىكند.
بعلاوه، بى نيازىاز انسانها بطور معمول، تصوّر بى نيازى از خدار ا نيز در پى خواهدداشت و اينجاست كه ثروت، روح استكبارى را پديد مىآورد و فرد در برابر خدا هم سركش مىشود.
گفتنى است كه طغيان ناشى از ثروت، لازمه غير قابل انفكاك ثروت نيست، بلكه
[١] - همان مدرك، ج ٧٨، ص ٣٥٢.