اخلاق اقتصادى - الهام نیا؛ وفا؛ مقدس نیا - الصفحة ١٨٠ - د - سختى مرگ
«ما افْسَدَ الرَّجُلَ مِثْلُ الطَّمَعِ»[١] چيزى مثل طمع انسان را فاسد نمى كند.
همچنين مى فرمايد:
... وَ الْحِرْصُ وَ الْكِبْرُ وَالْحَسَدُ دَواعٍ الىَ التَّقَحُّمِ فىِ الذُّنوُبِ»[٢]
آز و خود بزرگ بينى ورشك بردن موجب فرورفتن در گناهان است.
گاهى علاقه شديد به مال ومنال آنچنان در انسان اثر مىگذارد كه بى پروا به هرگناهى دست مىزند، وحتّى حاضر است به خاطر دست يافتن به مقام، خون شريف ترين انسانها را بريزد.[٣] سَعدان مىگويد:
ازامام صادق (ع) سؤال كردم: آنچه ايمان انسان رااستوار مىسازد، چيست؟
فرمود: پرهيزگارى، پرسيدم: آنچه انسان را از دين خارج مى كند چيست؟
فرمود: طمعكار.[٤]
د- سختى مرگ
دلبستگى بيش از حدّ به دنيا وابستگى به آن را درپى دارد وبريدن اين وابستگى هنگام مرگ بسيار سخت ودشوار است. حضرت امام صادق ٧ فرمود:
«مَنْ كَثُرَ اشْتِباكُهُ بِالدُّنْيا كانَ اشَدَّ لِحَسْرَتِهِ عِنْدَ فَراقِها»[٥]
كسى كه زياد در دنيا فرو رفته باشد هنگام مرگ حسرت واندوهش زياد تر خواهد بود.
امام خمينى قدّس سرّه مىفرمايد:
«ازمفاسد حبّ دنيا وتعلّق به آن، اين است كه انسان را از مردن خائف كند. واين
[١] - نهج البلاغه، كلمات قصار، ٢١٠.
[٢] - همان مدرك، كلمات قصار، ٣٧١.
[٣] - مقتل الحسين، عبدالرزّاق مقرّم، ص ٢٤٨، بصيرتى قم.
[٤] - بحارالانوار، ج ٧٣، ص ١٧١.
[٥] - اصول كافى، ج ٢، ص ٣٢٠، دارصعب.