درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ٤٩
جايگزين آن گرديد.[١] مبناى اساسى كه الگوى تعالى در ابتدا بر آن تأكيد داشت، لزوم استقلال از بيگانگان و نفى استعمار بود كه پس از جنگهاى ايران و روس در قيام تنباكو بهجد نمايان شد و پس از آن رنگ و بوى ضديت با استبداد به خود گرفت كه ثمره آن، در «جنبش عدالتخانه» و «قيام مشروطيت» پديدار گرديد.
با گذشت زمان، تلقى ايرانيان شيعى از برخى مفاهيم و آموزههاى فرهنگ شيعه كه در برخى دورانهاى تاريخى كمسو شده بود، همچنان پررنگ مىشد. اختلاف جدى روحانيت با دولت مركزى نشان داد كه مكتب اجتهادى در برابر دولت مركزى كوتاه نيامده و به هيچرو حاضر نيست در برابر سلطنت تسليم گردد. ناگفته نماند كه يكى ديگر از چالشهاى جدى نهاد دينى، مقابله با فرقهسازى بود كه سياستهاى استعمارى براى ضربهزدن و ايجاد تشتت در ميان شيعيان، به آن كمك مىكرد.[٢] در كنار اين حركت، برخى دولتمردان پس از آشنايى با غرب، در تلاش براى انجام برخى اصلاحات غربگرايانه در ايران بودند. در اين دوران گفتمان تغيير، از درون حاكميت به وجود مىآيد. بدينترتيب با تلاشهاى كسانى چون عباسميرزا، قائممقام فراهانى، اميركبير و ميرزا حسينخان سپهسالار، اصلاحاتى از درون نظام صورت مىگيرد. اما نگرش اصلاحطلبانه افرادى چون سپهسالار كه در قالب نگرش ترقى غربى درخور ذكر است، نهاد دينى را تضعيف نمود. اصلاحات غربگرايانه وى و اعطاى امتيازات به خارجيان، اعتراض و مخالفت روحانيان را برانگيخت. به نظر روحانيان، دولت با اعطاى امتياز به بيگانگان، راه مداخله آنان را در ايران هموارتر مىكرد. در رأس مخالفان روحانى، حاج ملاعلى كنى قرار داشت.[٣] رفتار وى با سپهسالار، شاخصترين برخورد نهاد دينى و علماى شيعه با اركان حكومت قاجار تا زمان
[١]. هنرى لطيفپور، فرهنگ سياسى شيعه و انقلاب اسلامى، ص ١٧٠.
[٢]. نجفى، تاريخ تحولات سياسى ايران، ص ١١٨ و ١١٩.
[٣]. آباديان، انديشه دينى و جنبش ضد رژيم در ايران، ص ٤٩ و ٥٠.